تازه ها
عضویت در خبرنامه

12341

آمار سایت
  • بازدید امروز: 1867
  • بازدید دیروز: 1895
  • بازدید هفته: 14177
  • کل بازدیدها: 1874539
فوتبال بدون مهاجمان ؟ غیرقابل تصور به نظر می آید ، اما کارلوس آلبرتو پریرا ، کسی که برزیل را در قهرمانی سال ۱۹۹۴ جام جهانی همراهی کرد ، پیشبینی می کند که ساختار ۰-۶-۴ سیستم آینده فوتبال می باشد .

پنج سال پیش ، در یکی از کنفرانس های مربی گری در ریو دژانیرو ، کارلوس آلبرتو پیشبینی ای را انجام داد که کل اتاق را شگفت زده کرد . در حالی که درباره ی تکامل تاکتیک ها صحبت می شد او این نکته را گوشزد کرد که سیستم آینده ۰-۶-۴ خواهد بود .درست است ، وینگرها سابقا قربانی به نظر رسیده بودند ، فقط برای اینکه اصلاح و ساماندهی شوند و دوباره اختراع شوند . بله ، بازی سازان نیز در حال پیشرفتی دوباره با توجه به همین پروسه بودند . اما مهاجمان نوک چی ؟ آیا فوتبال می تواند وافعا بدون هیچ مهاجم وسطی به عمل آید ؟بدون یک خط حمله برنامه ریزی شده ؟ پاسخ در فینال این فصل چمپیونز لیگ پیدا شد : بله ، می تواند . منچستر یونایتد در باارزش ترین تورنومنت فوتبال باشگاهی با همین سیستم قهرمان شد .

این رادیکالیسم نادر باقی می ماند ، برای مدتی شاید بهترین فرم بازی را نمایندگی کند ، سیستمی بدون فوروارد خیلی سخت است تا یک بازی تاثیرگذار را ارائه دهد . یونایتد در ۸ بازی نخست خود در این فصل ۶ گل را به ثمر رساند و با ناامیدی در بازی نخست و بدون گلشان مقابل ردینگ از اوشی به عنوان مهاجم مرکزی استفاده کرد ، کسی که با عنوان دومین رکورد دفاعی بد ، کارش را تمام کرد . برای دست یافتن به یک تغییرپذیری تاثیرگذار زمان لازم است و این دلیل آن است ، با تعداد جلسات تمرینی محدود در دسترس ، هیچ کشوری در یورو ۲۰۰۸ راه بدون مهاجم را طی نمی کند.

حتی در فوتبال ملی هم مهاجمان در حال ناپدید شدن هستند . از ۱۶ تیم حاضر در اتریش و سویس ، کمتر از نصف تیم ها انتظار می رود که با دو مهاجم بازی کنند . نخستین بازی ملی ، بین تیم های اسکاتلند و انگلستان در سال ۱۸۷۲ ، ۱۳ فوروارد را در بر داشت ! ؛ شما این را در یورو نخواهید دید مگر تا روز چهارم و پنجم تورنومنت . نه اینکه فوران مهاجمان در یک بازی به معنای گلهای زیاد باشد ، آن بازی ۰-۰ به پایان رسید !

رم راه را دو فصل پیش نشان داد ، که بازی خود را در حالی به نمایش می ذاشت که تنها مهاجم آنها ، فرانچسکو توتی ، که به عنوان یک trequartista دیده می شد ، در حفره میان خط حمله و هافبک کار می کرد . توتی به عنوان یک نیروی هجومی اصلی فیکس نشده بود . و این را هم بگویم ، دیدیر دروگبا برای چلسی نیز همچین نقشی را داشت ، او توپ را نگه می داشت ، حرکت می کرد و برای شکستن خط دفاعی حریف برای یاران خود فضا باز می کرد . ۱-۴-۱-۴ رم اغلب به ۰-۵-۱-۴ تبدیل می شد .یونایتد رم را (منهای توتی) در یک چهارم نهایی چمپیونزلیگ پارسال ۷-۱ شکست داد ، اما سر الکس فرگوسن که بعد از شکست ۳-۲ مقابل رئال مادرید در سال ۲۰۰۰ به طور کلی ۲-۴-۴ را کنار گذاشت ، به اندازه کافی چنین چیزی دیده بود . سیستم رم مدلی برای پیروی و دنبال کردن بود .

برای بیشتر فصلی که گذشت ، یونایتد وین رونی را به عنوان مهاجم اسمی گسترش داد . او مدام در عمق جستجو می کرد و شاید هم کرده ، همانطور که فرگوسن گفت او ” به شدت متواضع و ناخودخواه ” بوده . اما این حرکت رونی و هوش او در مبادله و جابه جایی با کارلوس توز بود که فضای بسیاری را برای رونالدو فراهم کرد ، کسی که صاحب ۴۲ گل شد . سیستم یونایتد ، در نتیجه ، ۰-۴-۲-۴ بود . در بعضی مواقع ، بیشتر در لیگ قهرمانان ، فرگوسن به یک هافبک دفاعی بیشتر بازی می داد که معمولا به این معنی بود که رونالدو در نقش توتی بازی می کرد . ( ۰-۳-۳-۴ ) که در گونه ی خود چیز تازه ای نبود .

تیم ” شگفت انگیز ” اتریشی در اوایل دهه ۱۹۳۰ موفقیت های متعددی را با ماتیاس سیندلار به دست آورد ، مهاجم مرکزی که مدام به عمق می رفت ، و Vsevolod Bobrov نیز همین کار را برای توریست های دینامو موسکو انجام داد ، کسانی که جمعیت بریتانیایی را در ۱۹۴۵ بسیار شادمان کرد . بعد از آن نوبت Nandor Hidegkuti بود تا به عنوان یک مهاجم Deep-Lying (کسی که نه به عنوان مهاجم بازی می کند نه به عنوان هافبک و کار آن تغذیه مهاجم اصلی است – کار کند و عملکرد او در پیروزی ۶-۳ مجارستان مقابل انگلیس در استادیوم ومبلی ۱۹۵۳، تیم انگلستان را بسیار گیج کرده بود . هافبک وسط انگلیس ، هری جانستون ، گفت :” تراژدی من ناتوانی کامل بود … قادر نبودم تا کاری در مقابل انجام دهم .” اگر جانستون Hidegkuti را تعقیب میکرد آنوقت یک حفره بزرگ در عقبدار انگلیس پدید میامد و اگر همانجا می ایستاد ، Hidegkuti آزاد می بود .

راه حل آن مشکل مارکینگ منطقه ای ( Zonal Marking ) بود که در دهه ۱۹۵۰ توسط Zeze Moreira در برزیل سازمان یافت . این اندیشه که فوتبال برزیل فقط بر پایه تکنیک و حرکت آزاد است واقعا خنده دار می باشد . تاریخ تاکتیک ها داستانی از تلاش برای رسیدن به یک تعادل از تغییرپذیری حمله و استحکام دفاعی می باشد ، و دلیل اینکه پله و گارینچا به نوعی آزاد بودند این بود که سیستم بازی به آنها این اجازه را میداد . از زمان نخستین قهرمانی جام جهانی در سال ۱۹۵۸ ، برزیل با ۴ مدافع منطقه ای راحت بازی می کرد در حالی که بقیه تیمها روی دفاع من تو من ( Man to Man ) اصرار داشتند .آن برای زمانی بود که در سیستم های فوتبال ، قبول اینکه بازی فقط به جنگ های فردی ساده نمی شود به طور جدی دنبال می شد . این موضوع در دهه ۱۹۳۰ در سویس آغاز شده بود ، جایی که Karl Rappan ، یکی از ملی پوشان سابق اتریش ، از اینکه تیم نیمه حرفه ای Servette به طور منظم توسط حریفان سرسخت تر مغلوب می شد ناامید شده بود . او سوئیپر (تمیز کننده) را معرفی کرد که یک پوشش اضافی برای ۳ یارگیر دفاعی فراهم می کرد و تیمش را به این دلگرم می کرد که به عقب بیاید و بگذارد حریف روبروی آنها توپ را روبروی آنها پاس دهد . طرز تفکر مشابه بعد ها ایتالیا را به سوی (تاکتیک موسوم به دیوار _ The Wall _ ) هدایت کرد .

همینکه تغذیه و درک اهمیت آمادگی جسمانی در دهه ۱۹۶۰ پیشرفت کرد ، مربی بزرگ Muscovite یعنی ویکتور ماسلو ” پرسینگ _ فشار وارد کردن _ ” را در دیناموکیف معرفی کرد . چیزی که شاید به عنوان تولد فوتبال مدرن از آن یاد می شود . بازیکنان او حریف را در حالی که توپ را در دست دارد تعقیب می کنند ، و سیستم او به اندازه کافی خوب بود که بازیکنانش بتوانند یک پوشش برای یارانشان که در حال پرس هستند درست کنند . این مدل فوتبال در تیم دیناموکیف زیر نظر Valeriy Lobanovskyi و در تیم آزاکس نیز زیر نظر Rinus Michels دنبال شد و گسترش یافت . سبک آژاکس شاید در میان بازیکنانی که از دوران جوانی با یکدیگر بودند رشد یافته بود ، در حالی که Lobanovskyi ، که در استفاده از تکنولوژی کامپیوتر در مربی گری پیشگام شده بود ، دید و تفکر خود را روی دیناموکیف تحمیل کرد . با اینکه از نظر ایدئولوژیکی فرق های بسیاری بین این دو تیم بود ، اما روش بازی آنها تقریبا یکسان بود .

این روش با تیم آث میلان زیر نظر Arrigo Sacchi به اوج خود رسید ، و آنها موفق شدند جام های اروپایی را در سال های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ تصاحب کنند . _ آخرین تیمی که موفق به تصاحب جام اروپایی برای دو سال پیاپی شده . _ او از بازیکنانش خواست که هر وقت آنها توپ را در اختیار ندارند ، فاصله میان دو مهاجم و ۴ بازیکن خط دفاعی بیشتر از ۲۵ متر نباشد . او گفت ” همه بازیکنان ما همیشه ۴ مرجع داشتند : توپ ، فضا ، حریف و هم تیمی ها . ” به زبان ساده هیچ جایگاه ثابتی وجود نداشت و موقعیت بازیکن به همه چیز وابسته بود .

در اینکه این فلسفه تاثیرگذار بود هیچ شکی نیست ، اما این نتوانست سیستم او را در میان بازیکتان محبوب کند . رود گولیت ،به طور ویژه، با جلسات تمرینی پی در پی برای گسترش درک دوجانبه مخالف بود .آریگو ساکی در این باره توضیح داد : “من به او گفتم که ۵ بازیکن سازمان یافته همیشه می توانند ۱۰ بازیکن بی برنامه را شکست دهند . و من این را به آنها ثابت کردم . من ۵ بازیکن را برداشتم :جیوانی گالی دروازه بان ، تاسوتی ، مالدینی ، کوستاکورتا و بارسی . آنها ۱۰ بازیکن داشتند : گولیت ، ون باستن ، رایکارد ، ویردیس ، اوانی ، آنچلوتی ، کولومبو ، دونادونی ، لانتیگنوتی و ماناری .آنها ۱۵ دقیقه وفت داشتند تا در مقابل ۵ بازیکن ما گلزنی کنند و تنها قانون این بود که اگر ما توپ را گرفتیم یا آنها آن را از دست دادند ، باید بازی را دوباره از حداقل ۱۰ متر دور تر از میانه زمین شروع کنند . من این کار را همیشه انجام دادم و لی آنها هیچ وقت نتوانستند گل بزنند . حتی یک بار .”

ساکی اصرار دارد که فوتبال با استفاده از تیم بزرگ او جلو برده نشده است. او گفت : “خیلی ها باور دارند که فوتبال به بازیکنانی که می خواهند خودشان را نشان دهند محدود می شود . اما قضیه این نیست . بازیکنان باید خودشان را با توجه به پارامتر هایی که توسط مربی ساخته شده نشان دهند .”شاید ساچی در این باره بنیادگرا باشد ، برای سیستم یونایتد بر پایه بازیکنان چندمنظوره است : وینگری که میتواند به عنوان مهاجم مرکزی بازی کند و مهاجم نوکی که میتواند به عنوان هافبک هجومی بازی کند . حتی دو “نگهدارنده” قابل تغییر تر از ماکله له هستند . کلیت ، تسلط را پرورش می دهد ، و این یعنی مهاجم مرکزی یک بعدی قدیم ، چه مهاجم هدف و چه، دارد به گذشته می پیوندد . ماسلو ، کسی که سیستم تاثیر گذار ۲-۴-۴ را اختراع کرد ، و برای این کارش از او انتقاد شد ، پیشرفت های مدرن را پیشبینی می کرد : “فوتبال مانند یک هواپیماست . همینکه سرعت بیشتر شود هوا نیز بیشتر مقاومت می کند پس شما باید سر آن را کارآمدتر بسازید .”

۴-۶-۰ دوای درد نیست ، همانطور که اندی راکسبرگ ، که در حال حاضر مدیر فنی یوفا نیز می باشد توضیح داد :” همه ۶ بازیکن در میانه زمین میتوانند بچرخند ، حمله کنند و دفاع کنند . اما شما باید ۶ دکو در میانه زمین داشته باشید . – او تنها حمله نمی کند بلکه می دود ، تکل می زند و همه ی زمین را پوشش می دهد . دکو یک مثال کلاسیک برای یک بازیکن جهانی است ، چیزی که او با آمادگی جسمانی آن را مخلوط می کند. “در سخنرانی که سال پیش در بلگراد ارائه داد ، روبرتو مانچینی اصرار داشت که پیشرفت فوتبال بیشتر با آمادگی بدنی پیشرفته سر و کار خواهد داشت تا با پیشرفت تاکتیکی . این البته قابل بحث است . و اینکه آیا میتوان این دو را از یکدیگر جدا کرد یا نه : استایل و روش دیناموکیف و آژاکس تنها زمانی میسر شد که سهمیه بندی به پایان رسید و علم ورزش پیشرفت کرد ، برای مکان های “پِرِسینگ” قدرت بدنی بالا نیاز است . در یک تیم سیستم بندی شده ، هیچکسی نمی تواند به تنهایی همه کارها را انجام دهد – همه سهم خود را ارائه می دهند .

سیستم بدون مهاجم پاداشی را برای پاسکاری های سریع و دقیق در میانه زمین قرار می دهد ، چیزی که امروزه به خوبی انجام می شود . البته روزهایی خواهد بود که پاسکاری نمی تواند تلنگر خاصی را بزند ، یا زمانی که یک تیم تحت فشار رو به عقب است و نیاز به یک روزنه برای دفع این فشار دارد . فرگوسن به این نکته پی برده که در این تابستان او در بازار مهاجمان مرکزی به سر می برد تا نقشی که لوییس ساها سابقا بازی می کرده را بتواند پر کند .همین که آمادگی بدنی پیشرفت می کند درخواست ها از مهاجمین تغییر می کند . مهاجمان مرکزی مدرن باید جهان شمول باشند ، مخلوطی از همکاری مهاجمان گذشته . دروگبا و امانوئل آدبایور هردو پرقدرت و گلزن هستند . یک تیری هانری یا دیمیتار برباتف توانایی این را دارد تا به عمق برود و باز کند . از توپ آخر به عنوان یک شانس یاد کند . در جایی در بین این دو فرقه زلاتان ابراهیموویچ ، ساموئل اتوئو و فرناندو تورس قرار می گیرند . همانطور که وینگر ها و هافبک ها می بایست ، مهاجمان نیز مجبور بازیسازی خود هستند .

خوب پس آیا ما میتوانیم انتظار داشته باشیم تا در اتریش و سویس این گونه تاکتیک ها را شاهد باشیم ؟ نه Sacchi و نه Lobanovskyi در عرصه کشوری به پیروزی و موفقیت چشمگیری دست نیافته اند . ساکی قبول کرد که “غیر ممکن” است تا یک راه کاملا سیستماتیک را در این زمان در میان مربیان ملی گسترش دهید . پس با توجه به نظر ساکی ، یورو بیشتر از لیگ قهرمانان فردی خواهد بود . تغییرپذیری کمتری را شاهد خواهیم بود که دلیل اینکه رونالدو برعکس منچستر یونایتد درتیم پرتغال بیشتر جدا بازی می کند ،همین است .اسلاون بیلیچ ، مربی کرواسی گفت :” سیستم ها در حال مرگ هستند . در حال حاضر همه چیز فقط به حرکت ۱۰ بازیکن بستگی دارد. “حتی در فوتبال ملی ، گرایش فوتبال به سمت هواپیمای ماسلو می باشد ، تا روی بازیکنانی حساب باز کنی که از خط میانی می گذرند تا مکملی برای تعداد رو به کاهشی مهاجم باشند .شاید به این نتیجه برسیم که حرف پریرا کم کم ثابت می شود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 − = سه

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

خرید vpn