تازه ها
عضویت در خبرنامه

12341

آمار سایت
  • بازدید امروز: 263
  • بازدید دیروز: 1143
  • بازدید هفته: 8995
  • کل بازدیدها: 913259

اخلاق

همزمان شدن سالگرد درگذشت غلامرضا تختی با اتفاقاتی که برای یک دروازه‌بان نامدار رشته فوتبال روی داده و همخوان نبودن الگوهای زندگی جهان پهلوان سال‌های معاصر ایران با روش‌های کاری شماری دیگر از نفرات مطرح ورزش کشورمان، هشداری جدی و تازه بر کل جامعه ورزش است تا فکری اساسی برای شرایط بعضا ناگوار فعلی خود کند و درپی برقراری ضوابطی تازه برای خود باشد و از خواب عمیق غفلت بیدار شود.

ساختن تختی‌هایی تازه واقعا سخت است و شاید هم نزدیک به غیرممکن باشد اما لااقل می‌توان الگوهای کاری آن مرد بزرگ را باز شناخت و در مسیرهایی حرکت کرد که تختی را جاودانه ساخت و بسیاری را در قیاس با وی به ورزشکارانی ناکامل تبدیل کرده است که هرچند به سختی می‌کوشند اما یا اصالت لازم را ندارند یا اگر دارند در مسیرهایی قرار می‌گیرند که فرجام روشن و اثری مثبت و ماندگار بر آن مترتب نیست.

سالگرد غلامرضا تختی بهانه‌ای است تا یک بار دیگر این سوال را پیش روی ورزش ایران بگذاریم که چرا طی این سال‌ها دیگر نتوانستیم پهلوانی در قد و قواره تختی داشته باشیم ؟ مگر تختی چه داشت که او را پس از گذشت سال‌ها همچنان پهلوان می‌دانیم و با وجود خیل عظیم قهرمان و نام آور ورزشی خلأ پهلوان داریم؟
اصول مورد نظم تختی و آنچه که وی را به قهرمان ابدی ورزش کشور تبدیل کرد چیزهایی بود که با قواعد مورد نظر بسیاری از ورزشکاران مطرح کنونی کشورمان تفاوت‌های آشکاری دارد. هنوز در ایران ورزشکاران اخلاق مدار متعددی یافت می‌شوند که زندگی‌شان روشنایی بخش سایرین است اما در ۴۸ سالی که از خاموشی پیکر تختی (و نه نام و اعتبار وی) می‌گذرد، متاسفانه اکثریت با کسانی بوده که در راه‌هایی به کلی متفاوت با وی گام برداشته و بر اصولی پای فشرده‌اند که در آیین تختی و همگنان وی و پوریاهای ولی جایی نداشته است.

 تختی از روزی که خود را شناخت تا روزی که چشم از جهان فانی بر بست (و همه اینها فقط ۳۷ سال را دربر گرفت) در میان مردم و برای آنها زیست و مهمترین گوهر وجودی وی همین «زیست انسانی و مردمی» بود.

او خودش را از مردم جدا نکرد و آنها را جواهرهای اصلی زندگی خویش دانست ولی درست در همان زمان‌ها بودند ورزشکاران دیگری که جواهرهای فانی و صوری را برگزیدند و در راه حفظ روال فاسد حاکم گام برداشتند و از مردم جدا شدند و شاید مدال‌هایی هم بردند اما اسیر امیال خویش بودند و تا حد زیادی از یادها رفتند. تختی با مردم ماند و حاکم قلوب آنان و به تبع آن ابدی شد. تختی با اندک درآمدی زنده و راضی بود و پول برایش وسیله‌ای برای شاد کردن دیگران بود ولی امروز برای اکثر ورزشکاران ما پول حرف اصلی و هدف نخست است و چه بسیار ملی‌پوشانی که برای قدری پول بیشتر انصاف و حرمت‌ها را زیر پا می‌گذارند و به اخلاق پشت می‌کنند.

در این میان خاطره تختی در رقابت‌های فینال رقابت‌های جهانی ۱۹۶۲ در تقابل با مدوید در ذهن شکل می‌گیرد. تختی از مدال خود می‌گذرد و فنی که در آن تبحر داشت را روی پای مصدوم رقیب خود اجرا نمی‌کند چرا که می‌دانست رقیبش مصدوم شده. تختی در این رقابت در نهایت باخت اما نامش را به خاطر مکارم اخلاقی که داشت جاودانه کرد. او به خاطر صداقتش از بقیه متمایز شد.
حالا در جامعه امروز ورزش ما چند ورزشکار حاضر هستند صداقت به خرج بدهند؟ نه برای اینکه از مدال بگذرند، منظور رعایت مکارم اخلاقی است.
همه ارزش‌های تختی و آنچه او را به بارزترین پهلوان ۵۰ سال گذشته کشور و شاید فراتر از آن تبدیل کرد، مناعت طبع و بردباری و انسان‌دوستی او بود. وی فخر نفروخت و آنچه را که نصیبش می‌شد و بسیار اندک بود با سایرین تقسیم می‌کرد ولی امروز چه بسیار ورزشکاران نامدار ما که اعتراض‌ها و خواسته‌ها و مصاحبه‌های جنجالی‌شان نه به قصد کسب رفاه بیشتر برای مستمندان بلکه با هدف عقب نماندن از رقبا در راه تصاحب دستمزدهای هرچه بیشتر است. در زمانه‌های بدی که به راه افتاده، هر روز بیشتر از روز پیش از تختی دور می‌شویم و او هر سال بیشتر از سال قبل به معبودی تبدیل می‌شود که رسیدن به وی سخت‌تر و سخت‌تر جلوه می‌کند. در روزگار حاکمیت پول و ریختن آبروی سایرین فقط به قصد بالا بردن ارزش‌های پوشالی خویش چطور می‌توان نام تختی را به زبان آورد که فقط بنده خداوند و خدمتگزار مردم بود؟ در عصری که زندان رفتن ورزشکاران معروف واقعه‌ای عادی شده و قبح آن ریخته و حتی به شهرت (!) برخاسته از آن می‌نازند و تهمت‌زنی و افترا از رفتارهای رایج به شمار می‌آید، چگونه می‌توان به تختی فکر کرد و افسوس زمانه از دست رفته را نخورد؟ به چه کسی می‌توان بیدارباش داد؟ به ورزشکارانی که فقط پول را می‌بینند، به مربیانی که برای کسب پیروزی هر کاری می‌کنند یا مدیرانی که فقط در سالگرد تختی نام او را به زبان می‌آورند؟ قهرمان بزرگ دوران از ما دور و دورتر می‌شود و برخی فقط مشغول رصد کردن اخبار برای یافتن شوکت و جامی هستند که تنها بر اثر قواعد کج و معوج به دست می‌آید و دوام و عمری ندارد و در آیین پهلوانی، باطل‌ترین اصول به شمار می‌آید. تختی ۴۸ سال بعد از کوچش نه «تنها» است و نه مردی از یاد رفته و شکوهش فزونی هم گرفته اما شماری از ورزش‌پیشه‌های ما در راهی طی طریق می‌کنند که شاید فرجام آن چیزی به جز تکرار جنجال‌های رایج طی هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌های اخیر نباشد و از درون آن فقط قهرمانانی پوشالی سر بر می‌آورند. افرادی که متاسفانه عزمی راسخ و قوی نزد مسوولان برای جلوگیری از رشد آنها مشاهده نمی‌شود و با کارهای نادرست خود فقط بر ارزش‌ها و هیبت تختی به عنوان قهرمان دست نیافتنی و تکرار نشدنی ورزش ایران می‌افزایند.

رضا شجیع

سؤالی که از دیرباز ذهن پژوهشگران را به خود مشغول ساخته است، این است که چه کسی مسئول رفتار اخلاقی و غیراخلاقی در ورزش است؟ بر اساس نظر دی سنسی و روزنبرگ همۀ افراد درگیر در ورزش به نوعی مسئول هستند و تفکیک مسئولیت‏ های آنان امری دشوار محسوب می‏شود. به تعبیر بردمیر همواره بخش‏ هایی از واقعیت‏ های اخلاقی از دید افراد پنهان می ‏ماند. ظرافت‏ های نظر فوق، زمانی آشکار می‏ شود که افراد- برای مثال ورزشکاران- طبق انتظار، تلاش می ‏کنند خود را از هر گونه برچسب غیراخلاقی تبرئه نموده و چهره ‏ای اخلاقی از خود نشان دهند؛ اما در مقابل، با توجه به نگرش ‏ها و تجربیات خود، سایر افراد درگیر در ورزش مانند سایر ورزشکاران، مربیان و… را به باد انتقاد گرفته و به‌عنوان مسئول بی‏ اخلاقی‏ ها معرفی می ‏کنند. در نهایت، مجموعه برداشت‏ های ذی‌نفعان از یکدیگر است که می‏ تواند درک صحیحی از وضعیت اخلاقی در یک جامعه ارائه نماید. هدف از این نوشتار، ارایه توضیحی مختصر دربارۀ ذی‌نفعان درگیر در ورزش حرفه ‏ای نظیر ورزشکاران، مربیان، داوران، مدیران، خبرنگاران و هواداران ورزشی است. ادامه‌ی خواندن

یکی از دلایل پنهان ماندن دلایل و موانع اصلی پیشرفت ورزش تحلیل‌های غلط است که از طرف افراد و جریاناتی به عمد و با برنامه و از طرف کسانی هم از جهل و ناآگاهی، به آن دامن زده می‌شود تا کار و بار ورزش سامان نیابد و «وضع موجود» آن حفظ شود.

لمپن و لمپنیسم آفتی است که در ورزش ما به ویژه رشته‌های پرطرفداری مثل فوتبال که در آن «پول» زیادی خرج می‌شود وجود دارد و وجود آن را کتمان نمی‌توان کرد.

 اگر اصلاح فوتبال و روبراه شدن وضع این رشته و حاکمیت عدالت و علم و اخلاق را در این رشته می‌خواهیم باید مبارزه با لمپن‌ها و کنارزدن آنها را در دستور کار قرار دهیم همان‌طور که مبارزه با اجنبی‌پرستی و هرهری مسلکی و فکل‌مآبی و رواج ادبیات خاله‌زنکی، امری لازم و ضروری است و این دو را دو روی یک سکه بدانیم.
* شناخت علمی پدیده
نکته بعدی این است که برای مبارزه با این پدیده زشت و مخرب، مثل هر پدیده زشت و مخرب دیگری اول باید آن را خوب شناخت و از لحاظ علمی و واقعی تحلیل و بررسی نمود تا دقیقا بدانیم با کی و چی و چه پدیده‌ای مبارزه می‌کنیم. این را از آن رو ذکر می‌کنیم که متاسفانه در ورزش ما خیلی از واژه‌ها و اصطلاحات رواج یافته که در جای نامربوط و معنی متفاوت با آنچه که هست، استعمال می‌شود. واژه‌هایی مثل حرفه‌ای گری، علم روز ورزش (و فوتبال) دنیا، اسطوره، لژیونر و… بالاخره همین لمپن و لمپنیسم از جمله این کلمات و اصطلاحات هستند، خیلی موارد دیده شده کسانی زیر پرچم علم روز دنیا، ورزش علمی و حرفه‌ای گری و… سینه زده که بویی از علم روز و ورزش علمی و حرفه‌ای‌گری نبرده و… یا معنی آن را اصلا درک نکرده یا حداکثر خیلی سطحی و ظاهرگرایانه آن را شناخته‌اند، یا می‌بینیم گاهی کسانی بیرق مبارزه با لمپن و مکتب لمپنیسم را بالا برده که با اندکی بررسی و دقت معلوم می‌شود خود طرف عین لمپن و از مصادیق عینی لمپنیسم! است. حالا اینجا هم یا طرف اصلا معنای این کلمه را نفهمیده و ریشه و خاستگاه و مشخصات آن را نمی‌داند یا برای زدن و تصفیه ‌حساب کردن با این و آن از این واژه، چماق ساخته است! ادامه‌ی خواندن

انسان به عنوان موجودی ذی شعور وقتی که در بین همنوعان خود زندگی می‌کند ناچار است قوانینی را رعایت کند؛ از جهتی نیز دین اسلام به عنوان کامل‌ترین ادیان همه جنبه‌های وجودی انسان را در نظر گرفته و بهترین برنامه‌ها و اصول را در روابط بین انسانها معرفی کرده است. لذا انسانی که به دنبال بهترین اصول برای معاشرت با دیگران است بهتر است به این برنامه جامع رجوع کرده و از آن بهره گیرد. بنابراین اصولی که می‌تواند انسان را در معاشرت با دیگران کمک رساند و سعادت دنیوی و اخروی او را به همراه داشته باشد از این قرار است:
۱ـ احترام‌ به‌ شخصیت‌ دیگران‌
اگر کسی انتظار دارد که دیگران با او محترمانه رفتار کنند، نخستین قدم این است که خودش با دیگران با احترام رفتار کند. مردم برای دوستی ورزیدن با افراد مال و منزل نمی‌خواهند بلکه صرفاً خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوی آنان هستند. حال لازم است که این احترام هم در گفتار باشد و هم در کردار. سیره عملى رسول اکرم بدین گونه بوده است: هنگامى که برادران دینى بر آن بزرگوار وارد مى‏شدند، به احترامشان از جا بر مى‏خاست، براى آنان جا باز مى‏کرد و زیرانداز پهن مى‏کرد، گاهى عباى خود را از دوش کشیده براى دیگران مى‏انداخت، براى تکیه‏دادن ایشان بالش فراهم مى‏ساخت و اگر برادر دینى‏اش از راه دور مى‏آمد، چند قدمى به استقبالش رفته و او را به آغوش مهر مى‏کشید و پیشانى‏اش را مى‏بوسید.(۱)  ادامه‌ی خواندن
آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می‌فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می‌کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیز ما به پیروانش توصیه می‌کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.
 اثرات و خواص آیه الکرسی  
 تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است: کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می‌باشد و نیز کرسی را تخت هم می‌گویند که بر آن می‌نشینند که در این زمینه  می‌توان برای کرسی سه معنی آورد:
۱) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزای آسمان را در برمی‌گیرد.
۲) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین  است در آن جای می‌گیرد که از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می‌کنند. ادامه‌ی خواندن

indexاستخاره در زبان عربی به معنای درخواست خیر از خداوند است؛ زیرا خداوند به عنوان پروردگار هستی تنها کسی است که می‌تواند خیر را به کسی ارزانی دارد چنان‌که در مقام آفریدگاری وجود را به هر آفریده‌ای ارزانی داشته است.

درخواست خیر از خداوند معنای دیگری از توکل و تفویض امور از سوی شخص به خداوند دانا و تواناست. در کنار این معنا گاهی استخاره به معنای نوعی قرعه در هنگام تحیر است که با دعا و درخواست از خداوند متعال همراه می‌باشد؛ زیرا خداوند بهترین مشاور در تمامی هستی است، او دانا به همه امور و عواقب کارهاست و بهترین کسی است که انسان می‌تواند از او یاری بخواهد تا وی را به سوی بهترین کارها راهنمایی و هدایت کند. معمولا این نوع استخاره با تسبیح و قرآن انجام می‌شود.
در مطلب حاضر و بر اساس آموزه‌های ثقلین کتاب و عترت و نیز نوشته‌هایی که در منابع گوناگون درباره استخاره و قرعه بیان شده، تبیین اجمالی از این مسأله ارائه شده است.

گستره معنایی استخاره

استخاره از ریشه «خ- ی- ر» و از باب استفعال، در لغت به معنای «طلب خیر در چیزی» (لسان‌العرب، این منظور، ج ۴، ص ۲۵۹، «خیر») و در اصطلاح عبارت است از واگذاردن انتخاب به خداوند با دعا و عمل مخصوص، در کاری که انسان در انجام دادن آن مردد است. این واژه در قرآن نیامده است؛ ولی با توجه به اینکه مسلمانان در مواردی برای تصمیم‌گیری در کارهایشان از روش استخاره با قرآن استفاده می‌کنند، در حوزه مسائل پیرامون قرآن قرار می‌گیرد و از آن جهت که برخی مفسران آیه شریفه «ان تستقسموا بالازلام» تقسیم کردن گوشتها با تیرهای قرعه (مائده، آیه ۳) را به استخاره تفسیر کرده‌اند، می‌تواند در حوزه معارف قرآن قرار گیرد. (احکام القرآن، ابن‌العربی، ج ۲، ص ۵۴۴-۵۴۵). ادامه‌ی خواندن

18194_672خطا و گناه انسان ریشه در دنیا دوستی و گرایش  به لذت های مادی و طبیعی آن دارد .

« حبّ الدّنیا راس کل خطیئه»

بنابراین اگر کسی بخواهد دلش را از گناه خالی کند ، باید با ریشه آن بجنگد و بکوشد که شدت محبت دنیا رادر دلش کم کند وگرایش به لذتهای طبیعی را در نفس خویش تعدیل کند . اگر چنین کند و با استعانت از خدا ، در این کار بزرگ موفقیتی به دست آورد ، می تواند دلش را از گناه خالی کند.(۱)

حضرت امام خمینی در کتاب محرم راز می فرماید:

آنکه سر در کوی او نگذاشته آزاد نیست

آنکه جان نفکنده دردرگاه او دلداه نیست

تا اسیر رنگ و بویی بوی دلبر نشنوی

هر که این اغلال در جانش بود آماده نیست (۲)

برای اینکه بدانیم لذت دنیا چه قدر پست و بی ارزش است به حکایت ذیل توجه کنید : ادامه‌ی خواندن

imagesامام حسین(ع) به عنوان پیشوای مسلمانان وظایفی داشته که تمام و کمال آن را انجام داده است، اما وظایف مسلمانان در قبال امام حسین(ع) و نهضت عاشورایی او چیست؟ نویسنده در مطلب پیش‌رو با نگاهی به آموزه‌های اسلامی به‌ویژه زیارت‌نامه‌هایی چون زیارت عاشورا به آن پاسخ داده است.

وظایف متقابل امام و امت
در آموزه‌های وحیانی قرآن، حقوق و وظایف متقابلی برای امام معصوم و امت بیان شده است. از جمله حقوق امام و تکلیف امت این است که امت باید از امام معصوم(ع) اطاعت کند (نساء، آیه ۵۹) و نسبت به او مودت و محبت داشته (شوری، آیه ۲۳) و خمس درآمدهای خویش را به آن حضرت بدهد. (انفال، آیه ۴۱) البته معصومین از سوی خداوند اختیار دارند انفال را در دست داشته باشند تا با مدیریت صحیح از انباشت سرمایه در دست سرمایه‌داران جلوگیری کرده و گردش سالم اقتصادی را چنان سامان دهند که همگان از آن بهره‌مند شوند. (حشر، آیه ۷)
علت این واگذاری، عصمت آنان از هر گونه گناه و خطا (نساء، آیه ۵۹) و مرجعیت علمی و عملی و رهبری الهی آنان است. (سجده، آیه ۲۴؛ نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷؛ بقره، آیه ۱۲۴؛ مائده، آیه ۶۷؛ نساء، آیه ۵۹ و آیات دیگر و نیز روایات تفسیری)
امامان معصوم(ع) همچنین موظف هستند تا مردم را به توحید بخوانند (زخرف، آیات ۲۶ تا ۲۸)، هدایت‌گر مردم به فرمان الهی به سوی حق و عدالت (انبیاء، آیه ۷۳)، بلکه دستگیر آنان باشند. ادامه‌ی خواندن

1زمانی که کلمه «غیبت» رو می شنویم، اولین چیزی که به ذهنمون می رسه «صحبت کردن» پشت سر دیگران هست. (منظور از صحبت کردن یعنی استفاده از ابزار زبان) امّا … من فکر می کنم ما رو یه نکته دقت نکردیم  و اون تلاش شیطان برای فریب انسانه، خب افرادی هستند که با علم به اینکه در حال غیبت کردن هستند، به کارشون ادامه میدن و هر کدومشون این مسئله را توی دلشون توجیه میکنن و اگر یه درجه از بقیه بهتر باشن و نخوان توجیه کنن(در واقع خودشون را گول نزنن) عذاب وجدان می گیرند…نکته دیگر این است که خیلی ها اصلا اهل غیبت نیستند ولی وقتی توی مجلسی حضور پیدا می کنن برای شاد کردن مجلس به شوخی و مزاح های بیش از اندازه می پردازن، زبان که مشغول میشه شیطان هم راحت تر میتونه پیش بیاد… و در ادامه حرف ها و شوخی ها به غیبت و مسخره می کشه و در نهایت بنده خدا متوجه میشه که شاد کردن دل دیگران به چه چیز هایی ختم شد…. غیبت هم مثل خیلی از مسائل شرعی دیگه استثنا داره، که در اون مواقع اصلا مرتکب فعل حرامی نمی شیم. مثل تحقیق در مورد ازدواج و…
 ابزار غیبت کردن
یادمون باشه غیبت کردن فقط با زبان صورت نمی‌گیره، حتی انسان با «چشم» هم می تونه مرتکب چنین گناهی بشه.مثلا فرض کنید در مجلسی چندین نفر نشسته‌اند که شخصی وارد می شود، اگر یکی از این افراد حاضر در مجلس در بدو ورود اون شخص، با چشم به اون فرد اشاره کند و سپس حرکاتی را با چشم انجام دهد، این هم نمونه بارزی از غیبت کردن هست حتی اگر اصلا سخنی هم به میان نیاید! یکی دیگه از ابزار های این کار هم به کار بردن «لحن های خاصی» حین صحبت کردن هست. مثلا اگر فردی برای تحقیق ازدواج به نفر سومی مراجعه کرد و او اگرچه فقط در حال گزارش حقایق و مسائل اساسی و ضروری بحث هست و حتی خیلی مراقب هست که کلام غیر ضروری هم نگوید تا بحث تبدیل به غیبت یا بدگویی مستقیم بشود ولی ممکن است او  این حقایق را با یک لحن و حالت بیان خاصی بگوید که شاید از بدگویی مستقیم هم بدتر باشد. این هم نمونه دیگری از ابزار های غیبت کردن.   به نظر می رسه چند نکته هست که اگر فرد غیبت کننده واقعا به اون ها توجه کند، او را از غیبت بیشتر باز می دارد: ادامه‌ی خواندن
indexاگر وجود خویش را به زمینی تشبیه کنیم،خودسازی و تهذیب نفس و گام زدن در مسیر معنویّت، «زراعت وجودی» است و زدودن علف‌های هرزه و شاخ و برگ‌‌های آفت گرفته از این باغ به شمار می‌رود و اگر وجود خود را همچون نهالی بالنده و رو به رشد بدانیم، آراستگی به کمالات اخلاقی و ارزش‌های معنوی، مثل شکفتن غنچه و به برگ و بار نشستن آن است و دریغ از غنچه که ناشکفته پرپر شود و شاخه ای که به بار ننشسته بشکند و خرمنی که به بهره نرسیده، بسوزد! بذر مرزعه وجود ما، گاهی «موعظه» و «حکمت» است.
گاهی «تنبّه» و بیداری، زمینه ساز شکفتن «گل کمال» می‌شود، گاهی هم قرار گرفتن درمدار جاذبه یک روح قوی و عرفانی، یک پیام جان بخش و وحیانی، یک مناسبت الهام بخش و تحوّل آفرین، انسان را بالا می‌کشد و از خاک به افلاک می‌رساند. کلاس آفرینش، برای جذب شاگردان مستعد خودسازی، همیشه دایر است و فرصت‌های بی‌شمار فراهم است. در این میان، ماییم و درس‌ها و برداشت‌ها و بهره‌ها از ایّام. برای اهل دل، یافتن حال و هوای معنوی، اوج لحظه‌های حضور در پیشگاه محبوب است.
رهاشدگان از دام ابلیس و نجات یافتگان از چنگ عادات زشت و زندان «هوای نفس»، باید بر این توفیق رهایی، شاکر باشند که کشش‌های محبوب ازلی آنان را جذب معنویت کرده است. با حاکم ساختن اراده بر عادات بد و غلبه بر گناهان باید نشان داد که انسان استحقاق «خلیفة الهی» را دارد و آن گوهر نهفته در سرشت او که فرشتگان را به سجود در برابر انسان واداشت، همان جوهره ناب «هجرت الی الله» و زیستن در فضای پاک فطرت است.
فرمان خداست که از «ولایت شیطان» گریخته، به «ولایت رحمان» در آییم و مالک خود شویم و با غلبه بر تمنیات نفس و «نه» گفتن به اشتهای سیری ناپذیر آن، خود را از قید و بند دوزخ برهانیم و «بنده خدا» شویم، و به جای «اسیر نفس» بودن، «امیر نفس» باشیم. هر که به این عبودیّت آزادی بخش دست یابد، از بردگی غیر خدا می‌رهد. این، همان «آزادگی است که در سایه «بندگی» به دست می‌آید و عزّتی است که در سایه خشوع و فروتنی و خاکساری در آستان پروردگار فراهم می‌گردد. باری از زراعت وجودی خویش غافل نباشیم. این جهان مزرعه آخرت است هر چه خواهد دلت، ای دوست بکار. ادامه‌ی خواندن
خرید vpn خرید kerio خرید وی پی ان