تازه ها
عضویت در خبرنامه

12341

آمار سایت
  • بازدید امروز: 564
  • بازدید دیروز: 1263
  • بازدید هفته: 10299
  • کل بازدیدها: 2225786

تحلیل

32_147_questionیکی از حرف‌های ثابت و تاکیدات همیشگی ما هم درباره فوتبال این بوده که مسئولان امر و دست‌اندرکاران فوتبال همه تلاش و توان خود را صرف شناسایی ضعف‌ها، کمبودها و همچنین موانع و دست‌اندازهای پیش‌روی فوتبال نمایند و آنگاه با برنامه‌ریزی دقیق و مبتنی بر واقعیات و همچنین درایت لازم و مدیریتی جهادی برای نجات و احیای فوتبال آفت زده و دیگر مشکلات عدیده همت و اقدام کنند.

فوتبال ایران بارها و بارها و به گمان ما آخرین بار در جام‌جهانی برزیل و در مصاف با حریفانی چون نیجریه و به‌ویژه آرژانتین نشان داده که در صورت کمی توجه، دلسوزی و برنامه‌ریزی می‌تواند به سرعت راه پیشرفت را به سوی بزرگی و افتخار در پیش بگیرد. بنابراین بزرگ‌ترین دغدغه مسئولان فوتبال ما باید صرف برطرف کردن اشکالات و دفع موانع و حرکت دادن فوتبال در مسیر بایسته باشد.

حال اگر در حین این تکاپوها و تلاش‌ها، پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی – مثل همین جام ملت‌های آسیا – به دست آمد، فبهاالمراد، اما اگر نیامد – نباید حرکت رو به جلو و پیشرفت فوتبال متوقف شود و همه چیز به هم بریزد و فکر کنیم، دنیا به آخر رسیده است!
این پیروزی‌ها و موفقیت‌ها برای فوتبال ما لازم است، چرا که بار دیگر به ما و حتی کسانی که دیر باور و سخت‌گیر هستند، ثابت می‌کند که فوتبال ایران باز هم نمی‌تواند با همین شرایط و علی‌رغم همه کمبودها و جفاها، در جمع بزرگان فوتبال آسیا، سروری کند، اما نباید هدف اصلی فوتبال ایران باشد. همه ابزار و توان خود را به کار بگیریم،‌از راه و بیراهه وارد شویم، حتی قانون و اخلاق را نادیده بگیریم و زیر پا بگذاریم، که چه بشود؟ برای این که قهرمان آسیا بشویم و چند روزی خوش باشیم و شادی کنیم، و بعد باز روز از نو روزی از نو! اتفاقا یکی از اصلی‌ترین دلایل و یکی از ریشه‌های اصلی پسرفت و ایجاد مشکلات عدیده برای فوتبال ایران از همین نگاه و نگرش ناشی می‌شود. ادامه‌ی خواندن

کریمیاهالی فوتبال منتظر بر ملا شدن اتفاقات پشت پرده ای هستند که شاید بعد از جام ملتهای آسیا بر زبانها جاری شود.

تیم ملی ایران دوشنبه‌شب هفته گذشته برای حضور در شانزدهمین دوره جام ملت‌های آسیا راهی کشور استرالیا شد. درست در روز سفر تیم ملی،‌ علی کریمی تنها دستیار ایرانی آقای کی‌روش سرمربی تیم ملی ایران از حضور در آخرین تمرین تیم ملی اجتناب کرد و طی پیامی کوتاه با مضمون «خدمت» و «خیانت» در صفحه شخصی خود رسما کناره‌گیری خویش را از تیم ملی اعلام و در نهایت از سفر با تیم ملی خودداری نمود.

این در حالی است که یکی از شرایط فدراسیون فوتبال برای تجدیدنظر قرارداد با کارلوس کی‌روش استفاده از دستیاران ایرانی به عنوان کمک‌مربی بود.

کی‌روش این شرط و شرایط دیگر را قبول کرد تا قرارداد با این مربی پرتغالی مسجل شود.

 در عمل هم کی‌روش به جای «دستیاران» فقط از یک «دستیار» ایرانی استفاده کرد که نامش علی کریمی بود، نامی که هرچقدر در عالم «بازیگری» مطرح و سرزبان‌ها بود، در عرصه مربیگری کاملا غریبه و تازه‌کار بود. ادامه‌ی خواندن

تمام نیمکت‌های لرزان لیگ برتر تا قبل از تعطیلات زمستانی ۸ مربی جای خود را از دست دادند همواره در پایان یک دوره از رقابت‌های مختلف، استخراج آمار و ارقام از آن می‌‌تواند برای مخاطبان از جذابیت‌های خاص خود برخوردار باشد. در ۱۷ هفته رقابت‌های لیگ برتر ۸ مربی، نیمکت‌های خود را از دست دادند.

بر همین اساس با پایان نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال باشگاه‌های ایران طبق روال گذشته به معرفی ترین‌ها پرداخته با این توضیح که چون تعطیلات لیگ برتر پس از پایان هفته هفدهم برای آماده‌سازی تیم ملی برای حضور در جام ملت‌‌های آسیا محقق شده و حدود ۵۰ روز لیگ برتر تعطیل خواهد بود، ترین‌های لیگ برتر را تا پایان هفته هفدهم مورد لحاظ قرار خواهیم داد:

در این گزارش کوتاه قصد داریم به مربیان تیم‌های لیگ برتری و آنهایی (۸ مربی) که طی ۱۷ هفته از سمت خود برکنار شدند، بپردازیم:

البته لازم به توضیح است که در ۱۷ هفته لیگ برتر یک مربی از کار خود استعفا کرد، ۶ مربی دیگر از کار خود برکنار شدند و یک مربی دیگر با قطع همکاری با تیمش به یک تیم دیگر لیگ برتری پیوست.

زلاتکو کرانچار: (از سپاهان استعفا داد) ادامه‌ی خواندن

P-15-1امیر حاج رضایی
فوتبال مدرن- کمیته‌نظارت بر انتخاب‌مربیان‌خارجی کرانچار را برای تیم امید تایید نکرد.
من بیانیه این کمیته را خواندم و دلیلی که آورده بودند عدم تطابق وی با شرایط فرهنگی ما اعلام شده بود. اطلاعاتی که من در این زمینه دارم را نمی‌توانم رسانه‌ای کنم و فقط می‌توانم بگویم زمینه فنی نبوده است.
ما ۴۰ سال به المپیک نرفته‌ایم، چه اتفاقی افتاده؟ ما که فوتبال را دوست داریم حرص خوردیم و آنهایی که مسئول بودند گفتند عیبی ندارد و دوره بعد می‌رویم و همچنان همین شرایط وجود دارد.
اهالی‌فوتبال که خاک این رشته را خورده‌اند و تحصیلکرده هم هستند حرف‌های کارشناسی می‌زنند، اما اصلا گوش شنوایی نیست.
این همه مربی بی‌کیفیت خارجی می‌آیند و در باشگاه‌های ما کار می‌کنند و پول مردم را می برند، چرا آنها را نمی‌بینند؟
لیگ یک را ببینید که چقدر مربی بی‌کیفیت خارجی دارند. آقایان بروند همه را بررسی کنند و چرا فقط روی یک نفر دست می‌گذارند؟ ادامه‌ی خواندن
امیر حاج رضایی
فوتبال مدرن- کمیته‌نظارت بر انتخاب‌مربیان‌خارجی کرانچار را برای تیم امید تایید نکرد.
من بیانیه این کمیته را خواندم و دلیلی که آورده بودند عدم تطابق وی با شرایط فرهنگی ما اعلام شده بود. اطلاعاتی که من در این زمینه دارم را نمی‌توانم رسانه‌ای کنم و فقط می‌توانم بگویم زمینه فنی نبوده است.
ما ۴۰ سال به المپیک نرفته‌ایم، چه اتفاقی افتاده؟ ما که فوتبال را دوست داریم حرص خوردیم و آنهایی که مسئول بودند گفتند عیبی ندارد و دوره بعد می‌رویم و همچنان همین شرایط وجود دارد.
اهالی‌فوتبال که خاک این رشته را خورده‌اند و تحصیلکرده هم هستند حرف‌های کارشناسی می‌زنند، اما اصلا گوش شنوایی نیست.
این همه مربی بی‌کیفیت خارجی می‌آیند و در باشگاه‌های ما کار می‌کنند و پول مردم را می برند، چرا آنها را نمی‌بینند؟
لیگ یک را ببینید که چقدر مربی بی‌کیفیت خارجی دارند. آقایان بروند همه را بررسی کنند و چرا فقط روی یک نفر دست می‌گذارند؟
آقایان منشور اخلاقی را راه انداختند و آن مشکلات به وجود آمد و الان هم این کمیته را درست کرده‌اند.
نمی‌دانم چه طرز تفکری بر فوتبال ما حاکم است. متاسفانه فوتبالی‌ها باید در خدمت کسانی باشند که از فوتبال اطلاعی ندارند.
بعضی‌ها به خاطر نان و برخی‌ها هم که دارند، اما بیشتر می‌خواهند.
متاسفانه جامعه مربیگری ما منفعل است و مربیان ما دنبال منافع شخصی‌ هستند و تا وقتی که مدار بر این گردش است، همین شرایط حاکم خواهد بود.
ایران با عربستان، نپال، فلسطین و افغانستان در مقدماتی المپیک ریو همگروه شد. در مورد این گروه بندی اعتقاد دارم دیگر بهتر از این نمی‌شد. تنها رقیب ما عربستان است که سال‌هاست افول کرده و در جام‌خلیج‌فارس هم به قطر باخت. بقیه تیم‌های این گروه هم در حد ما نیستند و ما قطعا باید از این گروه به المپیک برویم و اگر نرویم فاجعه برای فوتبال‌ما کامل می‌شود، البته این مساله از نظر ما فاجعه است، اما از نظر مدیران هیچ نیست.

فوتبال مدرن-از روزگاری که قلعه‌نویی آلترناتیو همه تیم‌های ایران بود، خیلی نمی‌گذرد؛ مدیرانی که برای پیشبرد اهداف خود حتی به یک عکس دو نفره با قلعه‌نویی هم راضی بودند و مدام به بهانه‌های مختلف او را به شهر و تیم خود دعوت می‌کردند.

پسوند پر‌افتخار‌ترین مربی لیگ برتر کم عنوانی نیست که همیشه مایه مباهات امیرخان بوده. برای همین هم ناز قلعه‌نویی در هر تیمی که بود خریدار داشت. چه مدیران که به ساز او می‌رقصیدند و چه تماشاگران که با بودن قلعه‌نویی روی نیمکت، ذهن خود را از گفته‌های پشت سرش پاک می‌کردند. حتی وقتی به تیمی مانند سپاهان هم رفت، هواداران تیفوسی اصفهانی یادشان رفت که قلعه‌نویی چه جملاتی در وصف تیم‌های اصفهانی و چه انگ‌هایی به مدیران این تیم‌ها زده. یا وقتی به تبریز رفت کسی نگفت خون قلعه‌نویی آبی است و کسی در تبریز جز قرمز تراکتور و پرسپولیس را دوست ندارد یا اگر هم دارد در اقلیتی ناچیز است. برای همین بود که قلعه‌نویی در هر تیمی که بوده، ناز داشته و آخر فصل هم با اما و اگر می‌مانده. در همین استقلال هم هر بار ساز رفتن در آخر فصل را کوک می‌کرد، هواداران و مدیران زانوی غم بغل می‌کردند و کاسه چه کنم را دست می‌گرفتند.
تا امسال که بی‌سرو صدا‌ترین قرارداد قلعه‌نویی در استقلال بسته شد. از بهانه‌های پیش از عقد قرارداد خبری نبود و از پیش شرط‌ها هم کسی حرفی نگفت. حتی امروز هم با کسب نتایج نه چندان خوب و حتی در حد فاجعه برای او و تیمش، باز هم از رفتن و استعفا هیچ حرفی نمی‌زند. چرا؟
آیا اخلاقش تغییر کرده؟… این می‌تواند درست باشد. چرا که دیگر قلعه‌نویی را با لجاجتی تمام عیار و بازیکن‌ستیز نمی‌شناسیم.

اما امسال آنقدر دست به سیاه و سفید نزد و دل به قضا و قدر سپرد که با خش خش برگ های پاییزی و تیک تاک‌ساعت ها، کلید زنگ زده اش هیچ قفلی را باز نکرد.

شش روز پس از ناکامی در دربی این‌بار تیر بلا در کنار زاینده رود، به سوی امیر اردشیر پرتاب شد تا  بزرگترین حباب آبی را فوت کند و در اوج تنهایی به انقراض سلسله‌ای بیندیشد که به دست خود بنیان نهاده بود.

کمتر کسی تصور می کرد امیر قلعه در نهایت استیصال به استقبال سرنوشت برود ودر چنین مقطعی روی طناب قدم بزند.

اینکه  او دسته گل به آب داده و عصرش به آخر رسیده ، نیاز به تحلیلی  عمیق دارد.

اینکه با غروب لاجوردی اش، کمی آنسو‌تر از عالی‌قاپو ،تراژدی کامل شده یا نه باید تا رسیدن نتیجه کالبد شکافی جسم رنجور تیمش صبوری کرد.

اما آنچه مبرهن است غرور ترک خورده سینه چاکانی است که پس از یک شکست تلخ تر از زهر در نصف جهان، حسرت پیشتازی در جام حذفی بر دلشان می ماند و با نیم نگاهی به جایگاه ارتش آبی در لیگ، زیر آوار آرزوها به سختی نفس می‌کشند.

آتشپاره هایی که از اینجا مانده و از آنجا رانده، سر بر غبار تشویش می‌گذارند و آینده را در هاله‌ای از ابهام جست‌وجو می‌کنند.

انگار ابر و باد و دربی و ذوب و پنالتی‌های لعنتی دست به دست هم داده اند تا در عرض چند روز یک مربی متهور  در نگاه ممتد ستاره هایی که یکی پس از دیگری خاموش می شوند،  به جنگجویی مایوس و شکست خورده  بدل شود.

او در فولاد شهر ،صد و بیست دقیقه ،  طوفانی که آینه های آبی را شکست و نوارهای سیاه را در حاشیه تصویر یک تیم مغموم نشاند را ندیده گرفت وتنها خودش را خورد و کنار نیمکت  برزخی کپ کرد  تا تنش آماج تیرهایی شود که برای از پا درآوردن یک فرمانده کافی بود.

 اینکه امیر  پس از دوبار زانو زدن،بالا خره ، درهای خروجی را پیش روی خود نظاره خواهد کرد یا نه,اتفاقی است که با تصمیم مدیران باشگاه آبی رنگ می گیرد.

در این میان  اما او حیران تر از همیشه مضراب بر خاک پوک می‌زند تا  ناقوس ها برای مرد روزهای صعب و سخت به صدا درآیند و خسته جان ترین امیر دنیا در انتظار حادثه ای ،یکشبه به اندازه هزار سال پیر شود .

حادثه ای تلخ چون وداع با نیمکت لاجوردی که روزی روزگاری برای رسیدن به آن هیچ خاکریزی فرارویش نبود.

انگار دیگر زمانی برای آب شدن یخ ها  باقی نمانده است.

خزان همه را گیج و سردرگم کرده و این  پسر پس کوچه های نازی آباد است که زیر رگبار ممتد انتقادات، جز خداحافظ خداحافظ صدایی به گوشش نمی رسد.

 تسلیم شدن ، صدای شکستن ریل های پوسیده را به حافظه سپردن و نعش رویاها را به تماشا نشستن نقاشی دلگیری است. نه؟!

بحث فرهنگ در ورزش بر خلاف آن چیزی که در افکار عمومی به خاطر نحوه قلم فرسایی برخیاز رسانه ها شیوع پیدا کرده است مشکل بدرفتاری بعضی از ورزشکارها نیست چرا که این قبیل بد رفتاری در بعضی از اقشار دیگر هم دیده می شود.

اما در ورزش بزرگنمایی می شود که در مورد سایر اقشار البته این اتفاق نمی افتد.

بحث فرهنگ در ورزش به این مساله برمی گردد که ورزش در جایگاه هدف قرار گرفت و گاهی هم ابزاری برای در آمد ،مساله فرهنگی در ورزش این است که ورزش باید در خدمت سعادت و خوشبختی و رستگاری واعتلای انسان قرار گیرد .

ما وقتی امیرالمومنین (ع) را به عنوان الگو معرفی میکنیم این طور نیست که وقتی حضرت علی (ع) در جنگ خندق جلوی عمربن عبدود می آید بازوی حضرت علی (ع) هراس ایجاد بکند چون که به بازوی عمربن عبدود نمی رسد یا جسم امیرالمومنین (ع) ایجاد هراس کند چون قد و قواره عمربن عبدود که درشت تر بود و جلب توجه بیشتری می کرد ، آن چیزی که در آن صحنه با عث ابهت و عظمت امیر المومنین (ع) می شود اینست که این نیرو را در خدمت فرهنگ و آرمان های خود قرار داده است .

امام(ع) درخطبه ۱۵۰ می فرمایند:

راه یافتگان کسانی هستند که بصیرتشان را بر فراز شمشیرهایشان قرار داده اند. (حملوا بصائرهم علی اسیافهم ) یعنی قدرتشان تحت فرمان فرهنگ و بصیرت و منطق است این طور نیست که بی هدف استفاده شود.

اینکه امام خمینی (ره) در مورد آمریکا می فرمودند که گاو شاخ دارد ولی عقل ندارد توصیفی که کردند این بود که قدرت و نیروی فاقد عقل ارزشمند نیست بلکه خطرناک هم است.

اما اگر کسی قدرت، فرهنگ و بصیرت را با هم داشت و خدا ترس بود باعث ایجاد آرامش وامنیت در جامعه می شود وآن وقت در جایگاه الگویی قرار می گیرد . موضوع ورزش انسان است و انسان نیز به گونه ای آفریده شده که دارای ابعاد گوناگون و پیچیده است که بهتر از هر کس آفریدگارش او را توصیف کرده است و این توصیف جامع در دسترس ماست.

ورزش باید بتواند و می تواند همه ابعاد وجودی انسان را رشد دهد و بسنده کردن به جسم انسان در برنامه ریزی ورزشی نشانه ناکارآمدی آن خواهد بود و به بیراهه رفته است. شاید یکی از ملاحظات تغییر عبارت تربیت بدنی به ورزش در تعیین نام این مجموعه همین مساله بوده است و لذا در هر بخشی از وجود انسان، جسمش – روحش – صفاتش و تلاشش،امکان (( ورزیدگی )) و پویایی بیشتر وجود داشته باشد، همان موضوع ورزش است و لذا لازم است مسوولان و کارشناسان دست اندکار ورزش کشور، برای تحقق این هدف، ظرفیت های لازم را تحصیل کنند.

ورزش به دلیل ارتباط تنگاتنگ با موضوع انسان در حوزه برنامه ریزی خود، دوره کاشت، داشت و برداشت دارد و اگر بخواهد اعتلای انسان را تسهیل کند البته نمی تواند یک شبه به این منظور برسد. گاهی اوقات مدیری می کارد، مدیری آن را مراقبت می کند ومدیر بعدی دور می کند.

کسانی که می خواهند بهترین برداشت را داشته باشند نمی توانند در دوره کاشت غافل باشند و بدون برنامه ریزی و سرمایه گذاری برای کاشت و داشت، محصول عالی و انبوه به دست آورند و زمان مطلوب برای شکوفایی استعداد ورزشی هم از نظر فنی و هم فرهنگی دورهک ودکی و نوجوانی است که فصل کاشت محسوب می شود.

گیاهان به تناسب تاثیر و کارآمدی خود فاصله تعریف شده ای بین دوره ی کاشت وبرداشت دارند. ولی رویش استعدادهای انسان کم شتاب تر از گیاهان است و لذا برنامه ریزی فرهنگی و تربیتی به معنای فضا سازی مناسب برای رویش این استعداد ها است به گونه ای که خودش بروید و سالم و رشید بارآید.

هر وقت بحث فرهنگ در ورزش می آید اساتید ما آرمان ها، پیام ها و ارزش ها را بازگو می کنند . ما این ها را یاد گرفته ایم.

الان هم من و هم شما می توانیم فهرست این مباحث را بگوییم که ما اگر نیرومند و قدرتمند بشویم و برای اینکه متواضع و جوانمرد باشیم باید چنین و چنان بکنیم، این ها بحث های مشخص است اما یک حلقه مفقوده دارند، حلقه مفقوده این است که این فهرست ارزش های اخلاقی، انسانی، پهلوانی وجوانمردی را باید چگونه منتقل کرد آیا با سخنرانی منتقل می شود؟

آیا با مسابقه کتاب و آزمون گرفتن، این ارزش ها منتقل می شوند؟ آیا با صرف نصیحت به ورزشکاران این امرمیسر می شود؟

حلقه مفقوده ما اینجاست که در این مورد کمتر صحبت شده است ، ما معتقدیم بهترین را بطه ها و موثرترین واسطه ها برای انتقال پیام ها و فضا سازی فرهنگی و تربیتی برای ورزشکاران، مربیان آن ها هستند. البته تنها عامل موثر نیستند لیکن در فضای ورزش موثرترین اند.

اگر ما ورزشکاران و قهرمانان را شناسایی و کشف کرده بودیم و یا به تعبیر ورزشی، استعدادیابی کرده بودیم اول سراغ خانواده و بعد سراغ مدرسه و بعد مربی ورزش امروزبسیار متفاوت تر بودیم ولی حالا چون در سن جوانی که برای تربیت تا حدودی دیر هنگام است می خواهیم فضای فرهنگی را بهسازی کنیم مربیان موثرترین عامل هستند، البته مربیان ما خود برای ایفای چنین نقشی آمادگی داشته باشد.

بدیهی است این برنامه که آن را توسعه فرهنگ در ورزش توصیف می کنیم نیازمند آموزشهای لازم است و از بین مربیان باید افرادی در اولویت قرار گیرند که از مقبولیت بیشتر در جامعه مربیان و ورزشکاران برخوردار باشند.

ما به تدریج به سمت شرایطی خواهیم رفت که ارتقاء مربیان به سطوح بالاتر منحصر به ملاحظات فنی نباشد و علاوه برجنبه فنی به ظرفیت های اخلاقی ، تربیتی و فرهنگی آنان نیز توجه وجود داشته باشد.

برای چنین منظوری استان ها – هیات ورزشی فدارسیون ها، مربیان ورزشی ارشد خود رامعرفی خواهند کرد.

 ارشد که یک واژه قرآنی است به معنای رشد یافتگی بیشتر است یعنی مربیانی که غیر از اطلاعات و مهارتهای فنی از شخصیت، متانت و نجابت افزون تری برخوردارند و از ظرف وجودی لازم برای دریافت آموزش ها و انتقال آن به رفتار، منش واخلاق خود، بهره مند هستند.

مربیان معرفی شده، آموزش هایی را دریافت خواهند کرد که در روند مربیگری فنی ورزشی و همراهی با ورزشکاران در اردوها، سفرها، مسابقات و تمرین ها چگونه فضاسازی فرهنگی کنند و برای تاثیرگذاری بیشتر چگونه محبوب و مقبول بمانند و خود بمثابه الگوی مجسم یک جوانمرد و یک اسوه ورزشی در نزد ورزشکاران دیده شوند.

مرتضی محصص

ناکامی های اخیر فوتبال ایران به ویژه نتایج تلخی که در رده پایه ها به ثبت رسید، ریشه های مختلفی دارد.

 همه آزاد هستند که نظرات خود را بگویند اما انتقاد کردن تنها فایده ندارد و باید به دنبال راهکار باشیم.

کلید موفقیت فوتبال و داشتن آینده درخشان در فوتبال فقط تعامل بین سازمان لیگ، فدراسیون فوتبال و باشگاه‌هاست.

 روند فوتبال آلمان بعد از سال ۲۰۰۰ را مطالعه کنید. بیش از ۸۰ درصد بازیکنان تیم ملی آلمان از آکادمی‌های باشگاهی این کشور آمده بودند بنابراین ما هم باید همین روش را در پیش بگیریم.

زمانی که سازمانی مجزا برای نوجوانان و جوانان در فوتبال نداشته باشیم و باشگاه‌های لیگ برتری ما نه باشگاه‌های لیگ یک و دو ملزم به داشتن آکادمی و کار و سرمایه‌گذاری روی تیم‌های نوجوانان و جوانان نباشند در آن صورت بحثمان بی‌مورد است و حتی اگر در جام ملت‌های آسیا قهرمان هم شویم، این قهرمانی مقطعی است و ادامه نخواهد داشت.

فوتبال آلمان وقتی در جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۰۰ حذف شد با کار، تلاش و برنامه‌ریزی در جام جهانی ۲۰۱۴ قهرمان جهان شد بنابراین در کوتاه‌مدت و در مثلا ۶ ماه نمی‌توانیم بهترین تیم آسیا شویم. اگر چنین چیزی را بخواهیم قطعا از واقعیت به دور است.

باید باشگاه‌های لیگ برتری به داشتن آکادمی‌های فوتبال ملزم شوند.

 ما باید مربیانی داشته باشیم که کار در رده پایه را دوست داشته باشند و معلم باشند در غیر این صورت به جایی نمی‌رسیم.

بر فرض قهرمان جام ملت‌ها هم شدیم فقط مدتی جنجال خواهد شد

. تعامل بین سازمان لیگ، فدراسیون و باشگاه‌ها کلید موفقیت آینده فوتبال ماست.

باید یک سازمان برای جوانان تشکیل بدهیم زیرا کمیته جوانان و کمیته آموزش فدراسیون فوتبال ما فقط نقش سیاست‌گذاری دارند.

 ما باید سازمانی ایجاد کنیم که مستقل از سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال باشد و مدیر آن هم یکی از مدیران باشگاه‌های لیگ برتر باشد.

برای مربیان رده پایه انگیزه ایجاد کنیم. در هیچ کجای دنیا فدراسیون‌ها کار فنی و اجرایی نمی‌کنند؛ این مدارس فوتبال و باشگاه‌ها هستند که باید چنین کاری را انجام دهند.

لیست اولیه تیم ملی برای حضور در اردوی پرتغال توسط کی‌روش اعلام شد تا نخستین اردوی ملی پوشان برای جام ملت‌های آسیا برگزار شود. امانکته مهم در لیست تیم ملی این مسئله بود که ترکیب بازیکنان تفاوتی با جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل ندارد.

این اتفاق در شرایطی رخ داده که حداقل انتظار اهالی فوتبال این بود که با توجه به گذشت ۱۰ هفته از برگزاری رقابت‌های لیگ برتر تعدادی از چهره‌های موفق لیگ به تیم ملی دعوت شوند و چهره تیم ملی پس از جام جهانی فوتبال تا حدودی تغییر کند.با این حال ابهامات مربوط به لیست تیم ملی تنها به همین یک موضوع خلاصه نشده که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
آکادمی دروازه‌بانی توسط کی روش تشکیل شده است؟!
از نکات قابل توجه لیست جدید کی‌روش، دعوت ۷ دروازه‌بان ملی‌پوش است. حال سوال این است که کی‌روش با دعوت از ۷ دروازه‌بان قصد دارد آکادمی دروازه بانی برای تیم ملی باز کند یا می‌خواهد این دروازه‌بانان را در ابتدا  آموزش دهد و بعد از میان آن‌ها چند گلر را برای تیم ملی انتخاب کند؟ آیا کی‌روش دروازه‌بانی همه این ۷ گلر را دیده و بعد آن‌ها را انتخاب کرده است؟!
موجودیت فوتبال ما از سه بازیکن تشکیل شده است؟ ادامه‌ی خواندن

فوتبال مدرن-وقتی جریانی خاص از ضعف و ناتوانی مدیران سوءاستفاده می‌کند بدون تردید اگر واقعا می‌خواهیم فوتبال ایران را نجات دهیم باید حتی‌المقدور شرایط و فضایی فراهم آوریم که فوتبال بتواند قابلیت‌های نهفته خود را آشکار سازد.

فوتبال را سال‌ها به دلایل مختلف به حال خود رها کرده‌ایم. اما جریانات ضدورزش و طرفدار جیب و جایگاه خود یقه آن را دودستی چسبیده و به آنجا که خاطر خودشان می‌خواهد و منافع‌شان را تامین می‌کند می‌کشند و به طور طبیعی کیفیت فنی و سطح فرهنگی آن با حضور و میدان‌داری این جریانات افت و رفته رفته رگه‌هایی از فساد و رد پای مفسدان در آن پیدا شده و رشد کرده است.

 در این میان مسئولان مستقیم فوتبال هم، صلابت، جرأت، درایت و حتی انگیزه لازم برای در افتادن با این جریانات را نداشتند و… آنها فقط می‌خواستند و می‌خواهند باشند و به هر قیمت بمانند، صندلی مدیریت و ریاست را حفظ کنند و… به همین دلیل علی‌رغم ناله و فغان اهالی فوتبال، کارشناسان، حتی وزیر محترم ورزش، و حتی اظهارات نمایندگان مجلس و… به طور کلی- مثل رئیس فعلی- اصل مداخله و جولان دادن جریانات مداخله‌گر و وجود فساد و مفسدان را در فوتبال منکر می‌شوند… و صورت مسئله را پاک می‌کنند و… تا اتفاقاتی مثل افتضاح تیم امید در بازی‌های آسیایی رخ دهد و سطح فنی و فرهنگی فوتبال ما به عیان خود را به رخ آنها که می‌خواهند ببینند و خودشان را به کوری نزده‌اند، بکشاند. ادامه‌ی خواندن