تازه ها
عضویت در خبرنامه

12341

آمار سایت
  • بازدید امروز: 252
  • بازدید دیروز: 1143
  • بازدید هفته: 8984
  • کل بازدیدها: 913248

تحلیل

صفحه 1 از 212
برگردان از سایت ESPN

سالیان سال است که فرهنگ ملی انگلیس محوریت مربی را تحسین کرده و می‌کند. چاپمن، شنکلی، کلاف، فرگوسن و ونگر یک سری از این اسطوره‌ها هستند که یک تنه تمام پایه‌های باشگاه خود را ریختند و در فوتبال انگلیس موفق شدند. حالا هم جای آن‌ها را نسل جدید مربیان واردشده به لیگ جزیره پر می‌کنند؛ مربیانی که به آن‌ها لقب سوپر مربی داده شده!

با گذشت چند ماه از حضور این مربیان در لیگ، می‌توانیم ارزیابی بهتری از این مسئله داشته باشیم:

در هر ۲ باشگاه شهر منچستر، مربیان جدید به مشکل خورده‌اند؛ در یونایتد مورینیو که لقب آقای خاصش به خوبی تئوری مردان بزرگ را تایید می‌کند، موفق نشده ساختار باشگاه را چندان تغییر دهد.

بسیاری انتظار داشتند شخصیت مورینیو به تنهایی برای قهرمانی یونایتد کافی باشد که فعلا اینطور نبوده. سیتی به خاطر کمرنگ‌تر بودن تاریخ و انتظاراتش توسط گواردیولا انتخاب شد. این تیم مانند یک قطار بخار شروع کرد اما کم‌کم از ریل خارج شد.

یورگن کلوپ وارد فرهنگ گرمتری شد و تاثیر مثبتی روی لیورپول گذاشت. اما حتی این لیدر بزرگ هم به خاطر کمبود بازیکنان بزرگ رنج دیده. تنها مرد خارج از این دایره آنتونیو کونته است؛ مردی که مربیگری و تحول تاکتیکی‌اش چلسی را از رده دهم به صدر رساند.

سوال اصلی این است که آیا کونته یک مربی بزرگ است یا به سادگی یک تیم بزرگ را هدایت می‌کند؟ تنها مدتی بعد از محبوب شدن مدل مردان بزرگ، گروهی منتقد این مدل را رد کردند و گفتند فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تاثیر بیشتری از تک مردان دارند. این مردان بزرگ خود محصول اجتماع هستند، نه تراشنده آن.

نکته خنده‌دار این است که در هیچ صنعتی شاید به اندازه لیگ جزیره، رهبران به راحتی کنار گذاشته نمی‌شوند. در جهانی که وقت زیادی روی مدل مردان بزرگ گذاشته می‌شود، فوتبال انگلیس مردان بزرگ را خیلی سریع و زیاد کنار می‌زند و یک مربی هر چقدر هم که بزرگ باشد، در نهایت فقط یک مربی است.

در این مسابقات تیم‌ها از نظر تاکتیکی خوب عمل نکردند و می‌توان گفت که هیچ دستاوردی از نظر تاکتیکی برای فوتبال سایر کشورها وجود نداشت.
مهم‌ترین نکته این جام آمادگی جسمانی بالای تیم‌ها و همبستگی تیمی بود.
تیم‌هایی که در یورو شرکت کردند از نظر آمادگی جسمانی کم نیاوردند و در بازی‌های مرحله حذفی تا دقایق آخر و حتی ۱۲۰ دقیقه به خوبی می‌دویدند.
اگر نگاهی به تیم‌های موفق در این مسابقات کنیم، متوجه می‌شویم که تیم‌هایی در این رقابت‌ها موفق شدند که از وحدت تیمی بالایی برخوردار بودند.
در واقع می‌توان گفت که در این مسابقات کار تیمی به نقش ستاره‌ها چربید و تیم‌هایی مانند ایسلند و پرتغال توانستند با کار تیمی خودشان را به جمع برترین‌های جام برسانند. تیم‌هایی مانند بلژیک، کرواسی و انگلستان با وجود ستاره‌های گرانقیمت نتوانستند نتایج خوبی را کسب کنند و ناکام بزرگ جام بودند.
در بازی فینال فرانسوی‌ها انگیزه زیادی برای بردن نداشتند و به نوعی بازی می‌کردند که انگار از صعود به فینال راضی بودند و چندان به دنبال قهرمانی نیستند اما برخلاف فرانسوی‌ها این تیم پرتغال بود که با انگیزه زیادی به بازی فینال آمد.
به گمان خیلی از کارشناسان خروج رونالدو باعث افت تیم پرتغال شد اما به نظر من پرتغالی‌ها بعد از مصدومیت رونالدو متحدتر شدند و دست به هرکاری زدند تا بتوانند قهرمانی را به رونالدو تقدیم کنند. در این بین باید به نقش کادر فنی و سرمربیان دو تیم توجه کرد.
دیدیه دشان با تعویض‌های اشتباهش تیمش را فلج کرد و فرصت پیروزی را از فرانسه گرفت اما این سرمربی پرتغال بود که با تفکر خوبی که داشت و اعتماد به نفس زیادی که در بازیکنان ایجاد کرد و همچنین تعویض‌های خوبش موفق شد پرتغال را قهرمان جام پانزدهم کند.
دشان با علم بر اینکه بازی به وقت اضافه کشیده می‌شود سه مهره کلیدی خودش را از زمین بیرون کشید و عملا خط حمله فرانسه را از کار انداخت اما پرتغالی‌ با تعویض‌های درست گل پیروزی را آن هم توسط بازیکن تعویضی به ثمر رساند.

۱-    نقش عمده و تاثیر گذار دروازه بان ها که بدون شک عامل اصلی در موفقیت تیم هایشان بوده اند که از بهترین آنها میتوان به لوریس، پاتریسیو و نوئر اشاره کرد.
۲-  تعمیم و گسترش بازی هایی مبتنی بر دفاع با رعایت اصول پیشرفته دفاعی.
۳-  وحدت و انسجام تیمی که در زمین و بخصوص روی نیمکتها جالب توجه بود.
۴-  گرایش دلپذیر ملی گرایی که ترس از این بود که در جهان حرفه ای فوتبال به دست فراموشی سپرده شود.
۵-  ظهور ستاره هایی همچون : کیمیش، ادر، پایت، سانچس و ام تیتی که برای تیم هایشان مهره هایی کارساز و مفیدی بودند.
۶-  فروغ ادامه دار و تاثیر گذار بازیکنان شناخته شده که  برای تیمها یشان سنگ تمام گذاشتند و وجودشان برای جوان تر ها بهترین الگو بود همچون: کروس، رونالدو، بیل، رمزی، گریزمان، سیسوکو، لواندوفسکی و شگیری.
۷-   عملکرد فنی و سطح بالای مربیانی همچون کولمن( ولز) لاگربک ( ایسلند ) و سانتوس( پرتقال) که توانستند در مقابل تیم های بزرگ و صاحب نام شخصیت تیمی و دانش فنی خود را به رخ بکشند.
۸-   کار تیمی چشمگیر و قابل تامل آلمان که بی هیچ قید و شرطی فقط در پی بی رحمی فوتبال گرفتار آمد و گرنه بهترین تیم جام بود.
۹-   میزبانی وزین و سنجیده فرانسه که در شرایط سخت حاکم بر کشور رو سفیدی تحسین بر انگیزی داشت.
۱۰-  داوری های کم اشتباه و بی نقص که بر این تئوری تاکید کرد که در سطحی بالا از مسابقات می توان انتظآرات سطح بالاتری از قضاوت را هم به نمایش گذاشت.

چندی پیش درگیری‌ای که میان سرمربی تیم ملی و کمیته اخلاق فدراسیون و اعضای مستعفی آن پیش آمده، با ورود افراد و مقامات دیگر از جمله دبیر محترم فدراسیون فوتبال، «بیخ» پیدا کرد.

امروز کارلوس کی‌روش سرمربی تیم ملی، وارد مرحله‌ای شده که دیگر اعتبار و شخصیت همین چند هفته پیش را نیز ندارد و با حرف‌هایی که زد و رفتاری که از خود بروز داد و… کلاس و جایگاه خود را در نزد بسیاری از اهل فن و رسانه‌ها و… بالاخره مردم فهیم و صاحب‌ تشخیص، پایین آورد، حرف‌ها و اظهارات و رفتاری که مثل مدیران فدراسیون-  که قبلا به آن اشاره شد- بیش از آنکه پاسخ به سوالات و موضوعات مطرح شده باشد، به فحاشی و توهین و تخریب شخصیت مقابل معطوف بود، غافل از آنکه در این ماجرا خود او بیش از هر کس تخریب می‌شود. کی‌روش که ادعای «حرفه‌ای‌گری» داشت، وظیفه دارد به عنوان یک فرد حرفه‌ای اولا به سوالات پاسخ دهد، ثانیا به قانون پایبند باشد، ثالثا برخلاف مفاد قرارداد عمل نکند و حرف نزند، رابعا…، اما در این ماجراها دیده شد که او به هیچکدام از این قواعد و راه و رسم حرفه‌ای‌گری عمل نکرد، بلکه حرف‌هایی زد که همان‌طور که گفته شد بیش از هر کس شخصیت او را زیر سوال برد و حرفه‌ای‌گری او را با علامت سوال جدی مواجه کرد.
کی‌روش «پاسخگو» نبود وقتی کمیته اخلاق فدراسیون از دو جهت او را مورد سوال و بازخواست قرار داد: ادامه‌ی خواندن

عزیزا… محمدی
 لیگ برتر فوتبال کشور در حالی هفته سوم خود را پشت سر گذاشت که هنوز درباره حق پخش مشکلات عدیده‌ای وجود دارد. در بند اول قرارداد بین فدراسیون و سازمان صدا و سیما  آمده که فدراسیون حق هیچ‌گونه ادعایی درباره حق پخش نسبت به صدا و سیما نخواهد داشت. مگر می‌شود ما ادعایی درباره حق پخش نداشته باشیم؟ همه دنیا درآمدشان از حق پخش است.
این قرارداد زمانی می‌تواند به فدراسیون و باشگاه‌ها کمک کند که  تلویزیون ما فوتبال‌ها را پخش نکند. آیا تلویزیون می‌تواند فوتبال را برای مردم سراسر کشور پخش نکند؟ مگر فوتبال فقط در تهران و شهرستان‌های بزرگ وجود دارد؟ آیا ممکن است برای آن کسی که در نقاط مرزی، دورافتاده یا روستاهای ماست، فوتبال پخش نکرد؟ IPTV، حدود چهارسال است که در صدا و سیما راه افتاده است ولی زیاد موفق نبوده است. حتی آمدند فیلم‌های شبکه‌های دیگر را هم در سیستم گذاشتند ولی بیشتر، ایرانی‌های خارج از کشور از آن استقبال کردند. در نهایت هم سایت‌های مختلف، بعضی از صحنه‌های گل و قسمت‌های جذاب بازی را از این سیستم، روی سایت خود آپلود می‌کردند. ادامه‌ی خواندن
01026623فوتبال مدرن-پانزدهمین دوره لیگ برتر ایران با نام جام خلیج فارس آغاز شد.
شروع لیگ و رقابت‌های باشگاهی در کشور ما و همه جای دنیا که صاحب فوتبال و لیگ هستند، روحیه نشاط و هیجان را بر فضای فوتبال آن کشور حاکم می‌کند و هفته‌ها و ماه‌ها توجه علاقه‌مندان این رشته را به آن معطوف می‌سازد. در کشور ما هم ماجرا غیراز این نمی‌تواند باشد و از آغاز مسابقات تا پایان آن که طبق روال هر سال اواسط اردیبهشت، سال آینده (۹۵) خواهد بود، دوستداران فوتبال به شکل و شیوه‌های مختلف پیگیر این مسابقات شده و اخبار و نتایج آن و وضعیت تیم‌های مورد علاقه خود را تعقیب می‌کنند. تردیدی نیست که حضور علاقه‌مندان در کنار مسابقات، هر چقدر نزدیکتر و به قول فوتبالی‌ها «من تو من» باشد، بهتر است، چرا که این اتفاق هم بر گرمی مسابقات می‌افزاید و هم از اعتبار و کیفیت لیگ حکایت می‌کند.
اعلام خطر
متأسفانه در سال‌های اخیر این نوع حضور درباره لیگ ما کمرنگ شده و این اتفاق کمتر دیده می‌شود. درباره این پدیده نامبارک که در نوع خود برای فوتبال ما «اعلام خطر» به حساب می‌آید، نظرات و دلایل مختلفی مطرح است که هر یک به جای خود، قابل تأمل و بررسی است، اما ما معتقدیم دلیل اصلی رخ دادن این اتفاق و عدم حضور مورد انتظار تماشاگر در ورزشگاه‌ها (به ویژه در تهران) را باید بیش از هر چیز در «کیفیت» لیگ و سطح کیفی تیم‌های حاضر در  آن دانست. هر چقدر کیفیت مسابقات بالاتر برود، حضور تماشاگر هم پررنگ‌تر می‌شود و دوری راه و مشکلات مردم و گرانی بلیت و پخش تلویزیونی و… هم نمی‌تواند مانع از حضور تماشاگر برای دیدن مسابقات و تیم‌ها و بازیکنانی باشد که با نمایش خود بیش از هر چیز از احترام خود نسبت به تماشاگر و قدرشناسی آنها نسبت به حضور او در ورزشگاه حکایت می‌کند. مگر ما همین چند سال پیش پخش مستقیم تلویزیونی نداشتیم، مگر راه همین راه نبود و قیمت بلیت هم کم و بیش به نسبت رشد قیمت‌ها در هر جا، همین نبود و مگر … پس چرا تماشاگر در ورزشگاه‌ها حضوری پررنگ و پرتعداد داشت؟ همان طور که بارها گفته‌ایم، اینجا هم تکرار می‌کنیم که مراقب باشیم در بررسی مسائل ورزش و فوتبال، تحلیل‌های غلط و علت‌های دست چندم، جای تحلیل و تشخیص درست و دلایل واقعی را نگیرد چرا که معتقدیم این «عوضی‌گیری‌ها» و آدرس‌های غلط دادن‌ها و بحث‌های انحرافی که گاه از روی عدم شناخت کافی و گاه کاملاً با غرض و سازماندهی شده صورت می‌گیرد، در عدم حل مسائل فوتبال و اضافه شدن بر مشکلات آن بسیار مؤثر بوده است. ادامه‌ی خواندن
ناصر ابراهیمی
 تیم ملی کشورمان در بازی با عراق تن به شکست داد و از گردونه مسابقات کنار رفت. هر چند مسئولان تیم ملی پیگیر اعتراض به حضور بازیکن دوپینگی عراق در این دیدار هستند اما باید از دید فنی هم به مسابقاتی که تیم ملی کشورمان انجام داده نگاه کرد.
اعتقاد دارم  متاسفانه ضعیف ترین خط میانی  تاریخ را داریم و تا خط میانی درست نشود نمی‌توان بازیکنان هجومی را تغذیه کرد. من در زمان مربی گری خودم از تیم ۱۰نفره بدم می آمد. وقتی بازیکنی در نیم ساعت نخست بازی کارت دریافت می‌کند باید وی را از بازی بیرون کشید ولی کی‌روش این کار را انجام نداد.
اخراج پولادی اگرچه به زعم برخی ها با اشتباه داور همراه بوده ولی این بازیکن و البته کی روش نیز باید تدابیری در این خصوص می اندیشیدند. وقتی ما در نوجوانان، جوانان، بزرگسالان باشگاه‌ها به راحتی حذف می‌شویم باید به این نکته پی برد که ساختار فوتبال‌ بیمار بوده و از ریشه اشتباه است. سوای هر نتیجه ای که در خصوص اعتراض به حضور هافبک عراق در این بازی داشته باشیم باید بگویم  به نظر من رفتن یا نرفتن کی‌روش تاثیر چندانی ندارد، فوتبال از بن و ریشه بیمار است.
حرف زدن در مورد تیم ملی کار درستی نیست ولی به نظر من دیگر زمان ماندن کی‌روش نیست.مردم ما درک کرده‌اند  که فوتبال زیبا نداریم. وقتی پرسپولیس با تیم درجه سوم بازی می‌کرد بطور حتم ۱۰۰ هزار نفر تماشاچی در ورزشگاه حاضر می‌شدند ولی اکنون فقط برای یک بازی حساس ۲۰۰ نفر به استادیوم‌ها می‌روند.
دلیل این مساله هم را گفتم و باز هم تکرار می‌کنم چون فوتبال زیبا نداریم. به نظر من اصلاح فوتبال باید از ریشه شروع شود زیرا صنعت فوتبال ما ساختاری بوده است. امیدوارم که در آینده شاهد موفقیتهای تیم ملی فوتبال کشورمان در همه عرصه‌ها باشیم که لازمه آن ایجاد ساختار مناسب است. وقتی ریشه درست شود در سالهای بعد میوه خوبی خواهیم داشت.

32_147_questionیکی از حرف‌های ثابت و تاکیدات همیشگی ما هم درباره فوتبال این بوده که مسئولان امر و دست‌اندرکاران فوتبال همه تلاش و توان خود را صرف شناسایی ضعف‌ها، کمبودها و همچنین موانع و دست‌اندازهای پیش‌روی فوتبال نمایند و آنگاه با برنامه‌ریزی دقیق و مبتنی بر واقعیات و همچنین درایت لازم و مدیریتی جهادی برای نجات و احیای فوتبال آفت زده و دیگر مشکلات عدیده همت و اقدام کنند.

فوتبال ایران بارها و بارها و به گمان ما آخرین بار در جام‌جهانی برزیل و در مصاف با حریفانی چون نیجریه و به‌ویژه آرژانتین نشان داده که در صورت کمی توجه، دلسوزی و برنامه‌ریزی می‌تواند به سرعت راه پیشرفت را به سوی بزرگی و افتخار در پیش بگیرد. بنابراین بزرگ‌ترین دغدغه مسئولان فوتبال ما باید صرف برطرف کردن اشکالات و دفع موانع و حرکت دادن فوتبال در مسیر بایسته باشد.

حال اگر در حین این تکاپوها و تلاش‌ها، پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی – مثل همین جام ملت‌های آسیا – به دست آمد، فبهاالمراد، اما اگر نیامد – نباید حرکت رو به جلو و پیشرفت فوتبال متوقف شود و همه چیز به هم بریزد و فکر کنیم، دنیا به آخر رسیده است!
این پیروزی‌ها و موفقیت‌ها برای فوتبال ما لازم است، چرا که بار دیگر به ما و حتی کسانی که دیر باور و سخت‌گیر هستند، ثابت می‌کند که فوتبال ایران باز هم نمی‌تواند با همین شرایط و علی‌رغم همه کمبودها و جفاها، در جمع بزرگان فوتبال آسیا، سروری کند، اما نباید هدف اصلی فوتبال ایران باشد. همه ابزار و توان خود را به کار بگیریم،‌از راه و بیراهه وارد شویم، حتی قانون و اخلاق را نادیده بگیریم و زیر پا بگذاریم، که چه بشود؟ برای این که قهرمان آسیا بشویم و چند روزی خوش باشیم و شادی کنیم، و بعد باز روز از نو روزی از نو! اتفاقا یکی از اصلی‌ترین دلایل و یکی از ریشه‌های اصلی پسرفت و ایجاد مشکلات عدیده برای فوتبال ایران از همین نگاه و نگرش ناشی می‌شود. ادامه‌ی خواندن

کریمیاهالی فوتبال منتظر بر ملا شدن اتفاقات پشت پرده ای هستند که شاید بعد از جام ملتهای آسیا بر زبانها جاری شود.

تیم ملی ایران دوشنبه‌شب هفته گذشته برای حضور در شانزدهمین دوره جام ملت‌های آسیا راهی کشور استرالیا شد. درست در روز سفر تیم ملی،‌ علی کریمی تنها دستیار ایرانی آقای کی‌روش سرمربی تیم ملی ایران از حضور در آخرین تمرین تیم ملی اجتناب کرد و طی پیامی کوتاه با مضمون «خدمت» و «خیانت» در صفحه شخصی خود رسما کناره‌گیری خویش را از تیم ملی اعلام و در نهایت از سفر با تیم ملی خودداری نمود.

این در حالی است که یکی از شرایط فدراسیون فوتبال برای تجدیدنظر قرارداد با کارلوس کی‌روش استفاده از دستیاران ایرانی به عنوان کمک‌مربی بود.

کی‌روش این شرط و شرایط دیگر را قبول کرد تا قرارداد با این مربی پرتغالی مسجل شود.

 در عمل هم کی‌روش به جای «دستیاران» فقط از یک «دستیار» ایرانی استفاده کرد که نامش علی کریمی بود، نامی که هرچقدر در عالم «بازیگری» مطرح و سرزبان‌ها بود، در عرصه مربیگری کاملا غریبه و تازه‌کار بود. ادامه‌ی خواندن

تمام نیمکت‌های لرزان لیگ برتر تا قبل از تعطیلات زمستانی ۸ مربی جای خود را از دست دادند همواره در پایان یک دوره از رقابت‌های مختلف، استخراج آمار و ارقام از آن می‌‌تواند برای مخاطبان از جذابیت‌های خاص خود برخوردار باشد. در ۱۷ هفته رقابت‌های لیگ برتر ۸ مربی، نیمکت‌های خود را از دست دادند.

بر همین اساس با پایان نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال باشگاه‌های ایران طبق روال گذشته به معرفی ترین‌ها پرداخته با این توضیح که چون تعطیلات لیگ برتر پس از پایان هفته هفدهم برای آماده‌سازی تیم ملی برای حضور در جام ملت‌‌های آسیا محقق شده و حدود ۵۰ روز لیگ برتر تعطیل خواهد بود، ترین‌های لیگ برتر را تا پایان هفته هفدهم مورد لحاظ قرار خواهیم داد:

در این گزارش کوتاه قصد داریم به مربیان تیم‌های لیگ برتری و آنهایی (۸ مربی) که طی ۱۷ هفته از سمت خود برکنار شدند، بپردازیم:

البته لازم به توضیح است که در ۱۷ هفته لیگ برتر یک مربی از کار خود استعفا کرد، ۶ مربی دیگر از کار خود برکنار شدند و یک مربی دیگر با قطع همکاری با تیمش به یک تیم دیگر لیگ برتری پیوست.

زلاتکو کرانچار: (از سپاهان استعفا داد) ادامه‌ی خواندن

صفحه 1 از 212
خرید vpn خرید kerio خرید وی پی ان