تازه ها
عضویت در خبرنامه

12341

آمار سایت
  • بازدید امروز: 943
  • بازدید دیروز: 1080
  • بازدید هفته: 8490
  • کل بازدیدها: 1087881

روانشناسی

صفحه 1 از 41234

از دست دادن تمرکز و اعتماد به نفس یکی از مهم ترین علل افت عملکرد بازیکنان است .

تمرکز معمولا بعد از انجام یک خطا یا یک اشتباه از دست می رود و متعاقب آن عملکرد عملکرد بازیکن در طی زمان های بحرانی مسابقه مختل می شود.

راه مواجهه با این مشکل این است که بازیکن تکنیک« عبارات یادآور» را به کار گیرد.

تمام کلمات و عباراتی که ورزشکار در طی مسابقه زمزمه می کند یا از فکرش می گذرد، از جمله عبارات یادآور هستند.

عبارات یادآور چیست؟

یک عبارت یادآور، عبارتی است کوتاه که یادآور این نکته است که تمرکزتان را بازیابی کنید.

عبارت یادآور همچنین به شما کمک می کند که افکار پریشان و منفی را که بر عملکردتان اثر می گذارند، متوقف کنید.

✅ویژگی های عبارات یادآور

این عبارات باید چنین باشند:

۱-       فردی باشد

شما باید عبارتی را پیدا کنید که برای خودتان مؤثر باشد، ممکن است یک کلمه مثل “سرسخت” برای شما موثرباشد به نشانه اینکه من  بازیکن سرسختی هستم.

ممکن است یک کلمه مانند “می توانم” باشد که نشان می دهد من به توانایی های خود اعتقاد دارم.

یک راه برای ساختن عبارت یادآور این است که از خود بپرسیم، “اگر من بهترین  بازیکن بودم، چگونه عمل می کردم”؟

اغلب اوقات، بازیکنان این سؤال را با کلماتی مطمئن و با شکل گیری تصاویری در ذهن پاسخ می دهند.

شما هم زمانی صرف کنید و فکر کنید که به سؤال بالا چه پاسخی می دهید؟ زیرا عبارتی که برای شما قابل قبول باشد مؤثرترین عبارت خواهد بود.

۲-       مثبت باشد.

برای اینکه بازیابی تمرکز بعد از انجام خطا آسان شود،عبارت یادآور باید مثبت باشد.

گفتگوهای درونی منفی بازیکن که با عملکرد ضعیف پیوند می خورند، زیان بخش و مضطرب کننده خواهند بود.

نکته مهم : همواره بر عبارتی تمرکز کنید که شما را به اوج می رساند.

به یاد داشته باشید که زیاد از خود انتقاد نکنید؛ “چه اشتباه وحشتناکی ”، “دیگه تمومه”، “خراب کردی ”! عباراتی هستندکه احتمالاً وضعیت را بدتر خواهند کرد.

۳٫  کوتاه باشد

عبارات یادآور مناسب و کوتاه، به بازیافت سریع تمرکز کمک می کنند.

عبارت طولانی “من تمرکز خودم را در هنگام پاس دادن حفظ می کنم” زیاد سودمند نیست بلکه عبارت یک کلمه ای مثل “تمرکز” یا “محکم ” از عبارات طولانی اثرگذار تر است.

چگونه باید عبارات یادآور را در طی مسابقه به کار گرفت؟

به کارگیری یک عبارت یادآور برای حفظ یا بازیافت تمرکز در طی مسابقه دشوار نیست، اما نیاز به تمرین دارد.

 عبارت یادآور را بهمراه یک نفس عمیق بازگو کنید تا تمرکزتان را باز یابید و تنش عضلانی را که به دلیل اضطراب ایجاد

شده کاهش دهید

بنابراین زمانی که احساس می کنید تمرکز ندارید یا نمی توانید پس از یک اشتباه متمرکز شوید، از عبارات یادآور استفاده کنید .

مراحل به کارگیری عبارت یادآور بشرح زیر است:

هوا را از طریق بینی تان طی ۴ شماره فرو برید؛

برای ۱ یا ۲ ثانیه آن را نگه دارید؛

هوا را از طریق دهانتان طی ۴ شماره بیرون دهید؛

•در حالیکه عمل بازدم را انجام می دهید، عبارت یادآور خود را در ذهن بیان کنید؛

• بازدم و عبارت یادآور را به عنوان کمکی برای بازیافت تمرکز در مسابقه به کار گیرید؛

تمرین عبارات یادآور

مؤثر واقع شدن استفاده از عبارات یادآور نیاز به تمرین دارد . پس از اینکه عبارت فردی و قابل قبول خود را انتخاب کردید، آن را بارها و بارها در موقعیت های مختلف تمرین کنید . مثلاً زمانی که روی پاس دادن یا جاگیری تمرین می کنید، روی عبارت یادآور بازیافت تمرکز خود کار کنید و نفس عمیق شکمی بکشید؛ در نتیجه این تکنیک در مسابقه مؤثرتر عمل خواهد کرد.

بعد از تمرین این تکنیک، متوجه خواهید شد که استفاده از آن در مسابقه و موقعیت های استرس زا برایتان راحت تر شده است.

تکنیکهای روانشناسی تیم بارسلونا( قسمت اول)

خود انگیزی در بازیکنان

خود انگیزی یکی از مهارتهای ضروری در جهت نیل به آمادگی روانی در بازیکنان است.دکتر Sakari Orava روانشناس بارسلونا اعتقادارد:

خود انگیزی عمدتا از شیوه عبارات تلقینی بهره می برد. عبارات تلقینی عباراتی کوتاه و مثبت هستند که بر اهدافی خاص متمرکز هستند.

لازم نیست این عبارات واقعی باشند بلکه باید تصویری از دست یابی به هدف باشند.

حتما متوجه این موضوع شدید که اول باید هدف داشت و بعد باید عبارات تلقینی را بکار برد.

عبارات تلقینی که مربی م یتواند به بازیکنان خود آموزش دهد باید اینطور باشند: ادامه‌ی خواندن

هرچه پای خود را روی پدال گاز فشار می‎داد و دنده عوض می‎کرد اتومبیلش سرعت نمی‎گرفت. حداکثر سرعتش ۸۰ کیلومتر در ساعت بود. با خودش غر می‎زد: « لعنتی، راه برو دیگه!» ولی معلوم بود ماشینش مشکلی داشت. از این ناراحت بود که همین هفته‎ی پیش موتور ماشینش را تعمیر اساسی کرده بود و حدود سه میلیون تومان به تعمیرکار پرداخت کرده بود و حالا بعد از یک هفته ماشینش درست و حسابی راه نمی‎رفت. همچنان غُر می‎‎زد: « مملکت نیست که همه دزد شدند! این همه از آدم پول می‎گیرند، اما کار درستی انجام نمی‎دهند. قبلاً مردم انصاف و وجدان داشتن، کار بلد بودن، ولی الان نه چیزی بلدند و نه وجدان و انصاف دارن!»در دلش، همسرش را هم سرزنش می‎کرد. با خودش می‎گفت: « حتماً اون توی این هفته بلایی سر ماشین آورده و صداش رو در نیاورده! ماشینی که دست زن جماعت باشه همینه دیگه! هر روز یه جاش ایراد پیدا می‎کنه.»گهگاه لابه‎لای غرزدن‎هایش به شرکت خودروسازی که ماشین را تولید کرده بود ناسزا می‎گفت: « ماشین که درست نمی‎کنند! گاریه! پول خونشون رو می‎گیرن و چی تحویل آدم میدن.» ادامه‌ی خواندن

imagesچندی پیش از یک دانشمند مسیحی اروپایی مقاله‌ای خواندم که زندگی خود را شرح داده بود که:

تحصیلات عالیه‌ آن چنانی داشتم و در مشاغل مهمّی مشغول به کار بودم، تا آنکه حادثه‌ای پیش آمد و بیچاره‌ام کرد، طوری که از کارم برکنار شدم و غصّه و غم مرا فرا گرفت، آن گونه که شب ها خوابم نمی‌ برد و کارم داشت به جنون می‌ کشید تا روزی با یک مرد با تجربه و دنیا دیده‌ای صحبت کردم، او به من گفت: تنها راه علاج بیماری تو این است که باید بروی مدّتی در میان اعراب مسلمان صحرانشین زندگی کنی.

 این پیشنهاد در نظرم مطلب نامعقولی آمد که یعنی چه؟! من، یک فرد تحصیل کرده‌ی شهری، بروم میان مردمی بیابانی و عاری از سواد بمانم؟! امّا او روی این حرف خود پافشاری کرد و من دیدم چاره‌ای جز پذیرفتن ندارم و به یک منطقه‌ آفریقایی رفتم و با گروهی از اعراب چادرنشین مسلمان آشنا شدم و بنای زندگی با آنها را تا یک مدّت طولانی گذاشتم و طبیعی است که زندگی با آنها، در ابتدا برای من بسیار دشوار بود، اصلاً فرهنگشان با فرهنگ من سازگار نبود، ولی چون چاره‌ای نداشتم، میان همان چادرهای سیاهشان ماندم، روی زمین می‌‌خوابیدم و با کمال تعجّب می‌‌دیدم اینها در زندگی بسیار ساده‌شان اصلاً غصّه و غمی ندارند و با آسایش و آرامش روحی عجیبی زندگی می‌‌کنند، حوادث ناگواری پیش می‌‌آمد، ولی همه‌اش می‌‌گفتند: ما شاءَ اللهُ کانَ؛ این جمله ورد زبانشان بود که: آنچه خدا خواسته، خواهد شد. اَلْمُقَدَّرُ کائِنٌ؛ آنچه مقدّر شده، باید بشود. پی بردم که تنها همین اعتقاد به خدا و تقدیر خدا رمز آسایش و آرامش روحی اینهاست.
هفت سال بین آنها زندگی کردم و به راستی آدم شدم و مسلمان گشتم. اعتقاد به مقدّرات حکیمانه‌ خدا پیدا کرده و آرام شدم و کتابی هم درباره‌ پیامبر اسلام (صلی الله علیه  و اله و سلم) نوشتم. اکنون که ۱۷سال از آن جریان می‌ گذرد من یک زندگی آرام، خالی از غصّه و غم دارم.  ادامه‌ی خواندن

5450314175495تغییر ذهن، تغییر زندگی

ریچارد ودیویدسون، پروفسور و نویسنده کتاب «زندگی احساسیِ مغز شما» می گوید: شخصیت، الگوهای فکری و واکنش های احساسی ما همه در مغز ما شکل می گیرند. اما انسان قادر است مغز و ذهن خود را تغییر دهد. در این مطلب تمرینات مفیدی برای تغییر دیدگاه مغزی به شما ارایه داده ایم که باعث می شود تا مثبت تر بیندیشید و از همه اعمال و افکار خود آگاه باشید، بتوانید تمرکز بیشتر داشته باشید، نشانه های اجتماعی را بهتر درک کنید و انعطاف پذیری و کنترل واکنش های خود را بهبود ببخشید.

دید مثبت به خانه و محل کار خود داشته باشید

پروفسور دیویدسون پیشنهاد می کند برای اینکه یددگاه مثبتی به کار و زندگی خود پیدا کنید، خانه و محل کار را با انواع خاطراه ها و لحظه های شاد همچون عکس هایی شاد از مسافرت های خانوادگی پر کنید. برای اینکه پس از مدتی این عکس ها برایتان تکراری نشوند و اثر خود را از دست ندهند، هر چند وقت یکبار آنها را عوض کنید. ادامه‌ی خواندن

T_05.jpgاعتماد به نفس، توانایی مورد انتظار شخص برای تسلط بر چالش ها و غلبه بر موانع و مشکلات است. اشخاص مطمئن به خود، کسانی هستند که اطمینان دارند که حوادث را می توانند بر اساس خواسته های خود کنترل کنند. به تعبیر دیگر اعتماد به نفس آن احساس و شناختی است که فرد از توانایی ها و محدودیت های بیرونی و درونی خود دارد. بنابراین، اعتماد به نفس واقعی همواره در درون خود شخص تولید می شود و در بیرون وی وجود خارجی ندارد

اعتماد به نفس ورزشی

اعتماد بنفس ورزشی، باور یا درجه یقین فرد درباره توانایی موفقیتش در ورزش است. ادامه‌ی خواندن

indexاگر به قصد مسافرت به یکی از دفتر‌های فروش بلیت اتوبوس، قطار یا هواپیما مراجعه کنید، نخستین سوال فروشنده بلیت از شما این است که: «مقصد شما کجاست؟» تا شما این پرسش را به درستی جواب ندهید بلیتی برای شما صادر نمی شود. و اگر با اصرار شما و بدون اعلام مقصد، بلیتی را به شما بدهد احتمال این که شما با این بلی به مقصد مورد نظر برسید بسیار بعید است هر چند که احتمال رسیدن شما به مقصد وجود دارد ولی هیچ کسی به این شیوه بلیت درخواست نمی‌کند. اما متأسفانه بسیاری از انسان‌ها با ارزش‌ترین، بزرگترین و مهمترین سفر خود یعنی سفر زندگی را بدون توجه به هدف و مقصد اعلای زندگی سپری می کنند!
 هدف را با آرزوهایتان اشتباه نگیرید: برخی انسان‌ها، آرزوها و رؤیا‌های خود را با هدف اشتباه می‌گیرند و بدین علت در برخورد با مشکلات و حوادث ناگوار، معمولا روحیه خود را از دست می دهند و همواره از ناراحتی‌های پیش آمده گلایه کرده و ناله سر می دهند.
 هدفتان را در زندگی مشخص کنید: اگر کسی هدف مشخص داشته باشد و با انگیزه روشن زندگی کند، در مقابل مشکلات و حوادث نامساعد تسلیم نشده و موانع را با شهامت، تلاش فراوان و صبوری و شادابی، یکی پس از دیگری از پش پای خود بر می دارد.
 طبق اهدافتان عمل کنید: افراد موفق پس از تعیین هدف یا اهداف مشخص و شفاف، با عمل و پشتکار، به آرمان‌ها و حتی رؤیا‌های خود واقعیت می بخشند.
 هدف را همیشه در ذهن مجسم کنید: در حقیقت اولین گام برای رسیدن به هدف توجه به هدف است. هدف همیشه باید در ذهن مجسم باشد و جزو باورهای در دسترس و همیشگی انسان قرار گیرد.
 اهدافتان کاملا روشن، مشخص و دست یافتنی باشد: گروهی از انسان‌ها هدف یا اهدافی برای خود در نظر گرفته‌اند، اما این اهداف آن قدر نامشخص، کلی و در هم هستند که به راحتی نمی توان راه رسیدن به آن را بدست آورد. این گروه آنقدر سرگرمی، مشغولیت، گرفتاری و مشکلات برای خود درست کرده اند که فرصت اندیشیدن به هدف‌های خود را ندارند تا جایی که گویا هدف، از ذهن و آگاهی آنان محو گردیده است.از طرف دیگر این افراد آن قدر آرزو‌های دور و دراز دارند که جز خستگی روحی و جسمی چیزی عایدشان نمی‌شود، زیرا هدف آنان کاملاً مشخص نیست و به‌رغم کار و تلاش فراوانی که انجام می دهند، نتیجه مطلوب بدست نمی‌آورند. گاهی چنان این خستگی در وجود آنان رخنه می‌کند که حتی شور و شوق و میل به زندگی را که یک امر فطری و طبیعی است، از دست می‌دهند.
 نسبت به خود و اهدافتان تفکر مثبت داشته باشید: آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز به آن می اندیشیده است. در حقیقت هر کسی نویسنده، تهیه کننده و سازنده افکار و تصاویر ذهنی خود می‌باشد و همواره بر این اساس عمل می‌کند. ادامه‌ی خواندن

اضطراب پیش از رقابت چیست؟
تصور کنید که شب پیش از رقابت است و شما در مورد عملکردتان نگرانی دارید. حتی مسایلی که پیش از آن به آنها فکر نکرده بودید نیز در این هنگام نگرانی بیشتری برایتان ایجاد می کنند. انتظار چیزهای بدی را می کشید، این نمونه اضطراب پیش از رقابت است.
اضطراب پیش از رقابت حالتی از برانگیختگی است  که منفی و ناخوشایند است و در طول ۲۴ ساعت پیش از مسابقه رخ می دهد. نگرانی که مرتبط است با اضطراب پیش از رقابت فقط به صورت ذهنی تجربه نمی شود بلکه با تمام بدن قابل ادراک است. بدن ما نشانه های فراوانی را تجربه می کند همانند تنش عضلانی، سرخ شدن چهره، تکرر ادرار و خشک شدن دهان که نشان دهنده عدم کنترل روی موقعیت است. در این هنگام تفکر مان بر روی خودمان و رفتار خودمان متمرکز می گردد و به افکار منفی در مورد خود بیشتر می پردازیم.  اغلب افراد ترکیبی از این پاسخها را در طول مدت اضطراب پیش از رقابت نشان می دهند. بهر روی، درجه تحت تاثیر قرار گرفتن عملکردمان  بطور گسترده ای به تعامل شخصیت منحصر به فرد هر فرد و موقعیت رقابت بستگی دارد.

منابع اضطراب پیش از رقابت
اضطراب پیش از رقابت  از عدم توازن میان توانایی های درک شده و  در خواست های موقعیت ورزشی نشأت می گیرد. زمانی که در خواست های درک شده متوازن با توانایی های درک شده است شما برانگیختگی مثبتی تجربه می کنید که از آن به عنوان تجربه رها شده گی  نام برده می شود. در این حالت همه چیز مناست و هموار به نظر می رسد، تقریبا بدون  نیاز به تلاش فعالیت ها صورت می پذیرد. بهر حال، اگر توانایی درک شده بر چالش های  ورزشی غلبه پیدا کند، برانگیختگی کاهش پیدا خواهد کرد که نتیجه ای جز کاهش انگیزه نخواهد داشت.
اگر خلاف این موضوع روی داد یعنی چالش های ادراک شده بر تواناییهایمان فایق آیند، شما دچار برانگیختگی مضاعف خواهید شد که نتیجه آن اضطراب و برانگیختگی است.
همانگونه که می بینید، اضطراب پیش از رقابت وقتی روی می دهد که مهارت ها و توانایی ها  متوازن درک نشوند آنهم به سرعت و در یک تصمیم آنی. در مجموع این تفکرات ممکن است منفی باشد و منجر شود به اشتغال ذهنی با آنچه که نمی توانید  انجام دهید بیشتر از آنچه که می¬توانید انجام دهید.
آیا عصبی بودن معمولا موجب عملکرد نا مناسب خواهد شد؟ ادامه‌ی خواندن

همیشه در مورد اعتماد به نفس و فواید آن که باعث می‌شود انسان به  مراحلی از موفقیت  برسد بسیار شنیده ایم ولی شاید به این فکر نکرده باشیم که این اعتماد به نفس بیش از اندازه ممکن است چه مشکل‌هایی ایجاد کند که از آن به عنوان اعتماد به نفس کاذب یاد می‌شود.

اعتماد به نفس کاذب به دلیل فقدان خودآگاهی صحیح در فرد بوجود می‌آید. وقتی که فرد خود را نمی‌شناسد ممکن است از آن چیزی که هست خود را بیشتر یا کمتر در نظر بگیرد. زمانی که فرد با توجه به ناآگاهی از توانایی‌های خود بیشتر از ظرفیت و توانایی‌های خود را در نظر می‌گیرد گرفتار اعتماد به نفس کاذب می‌شود و اگر کمتر از حد توانایی خود را در نظر بگیرد دچار خود کم بینی کاذب می‌شود. معمولا افرادی که دچار عدم خودآگاهی صحیح یا عدم ارزیابی صحیح از خود هستند دچار اعتماد به نفس کاذب می‌شوند.

امکان دارد فرد خود را بشناسند اما ارزیابی از میزان توانایی‌هایش نداشته باشند به همین دلیل به توانمندیهای خود بیشتر از آن چیزی که هست اعتماد می‌کند. دو عامل عدم ارزیابی صحیح و عدم خود‌ارزیابی از خودآگاهی‌های افراد باعث می‌شود که فرد گرفتار اعتماد به نفس کاذب شود. فرد برای داشتن این آگاهی و خودارزیابی‌ها باید بتواند فرهنگ محیطی که در آن زندگی می‌کند را ارزیابی کند. معمولا افرادی دچار اعتماد به نفس کاذب می‌شوند که نمی‌دانند  جامعه به چه میزان از توانایی آنها نیاز دارد. یکی از دلایل از دست دادن واقع بینی نسبت به خودمان را می‌توانیم در تربیت‌های زمان کودکی مان دنبال کنیم.

زمانیکه والدین بی دلیل و بیش از اندازه و در زمان نامناسب تشویقمان کنند و یا به عنوان مثال برای انجام دادن وظایف عادی ما، هدایای بزرگ و فوق العاده تهیه می‌کنند! با فعال شدن مسئله خود بزرگ بینی در درونمان، تنها نقاط قوت خود و نقاط ضعف سایرین را می‌بینیم و دچار خودشیفتگی می‌شویم!احتمالاً بسیاری از ما کم و بیش در بخش یا بخش‌هایی از زندگی دچار این اختلال هستیم. زمانیکه دچار این مسئله هستیم مسلماً قادر به برقراری ارتباط سالم با دیگران نیز نخواهیم بود. ارتباط بر بستری از نیاز و رفع نیاز شکل می‌گیرد و زمانیکه ما نسبت به وضعیت خودمان واقع بین نباشیم قادر به برقراری ارتباط مناسب نیز نیستیم! چراکه غالباً انتظارات و توقعات بیش از اندازه ای از سایرین داریم که مانع ارتباط صحیح خواهد شد.

این اختلال دشواریهای زیادی را در روابط بین فردی خصوصا زناشوئی ایجاد می‌کند چون فرد خودشیفته همیشه حق به جانب است و دنیا باید بر محور او بچرخد و ابر و باد و مه و خورشید به خاطر او در فعالیت باشند! با این ویژگیها به خود حق می‌دهد که با دیگران مثل یک ابزار برخورد کند چون فکر می‌کند که از همه بالاتر است. افرادی که با انسانهای خودشیفته رابطه تنگاتنگ دارند باید توجه کنند که اگر از طرف این افراد مورد ملامت و یا عیب و ایرادگیری قرار بگیرند، نباید به آن اهمیت زیادی بدهند. این عیب گیری‌ها و سرزنش‌ها مربوط به جهان بینی و دیدگاه‌های خاص این خود شیفتگان است. یک زن و شوهر جوان خانه خود را عوض کرده بودند. یک روز خانم خانه که از پشت پنجره اطاق خود منزل همسایه را مشاهده می‌کرد، به همسرش گفت: «نمی‌دانم چرا لباسهای این همسایه که روی بند آویزان شده اینقدر کثیف است، انگار او این لباسها را با آب کثیف شست و شو می‌کند». هر بار که این خانم از پشت پنجره این لباسهای همسایه را می‌دید این مسئله را با شوهر در میان می‌گذاشت. یک روز صبح که خانم طبق معمول به طرف پنجره رفته بود تا لباسهای همسایه را مشاهده کند، با تعجب و خوشحالی به همسرش گفت: «بالاخره انگار صدای نق زدن‌های من به گوش همسایه اثر کرد، امروز لباسهایش بسیار تمیز است». شوهرش گفت: «لباسهای او همان لباسهاست، من امروز پنجره  اطاقمان را شُستم». خود شیفتگان به خاطر عدم شست و شوی پنجره دیدگاه خودشان همه چیز دیگران را تیره و تار می‌بینند. آنها برای پر کردن خلاء اعتماد به نفس خود تمام تلاش و کوشش خود را می‌کنند تا به دیگران بقبولانند که چقدر مهم هستند.

صفحه 1 از 41234
خرید vpn